قسمت 25
خوب دوستان....
این قسمت ازاون قسمت هاست ها!!!ازاونایی که من به شخصه خیلی دوست دارم...
توصیه میکنم ازدست ندین
درضمن توی نسخه ی اورجینال این قسمت وقسمت بعد(26)باهم وصل هستن یعنی این قسمت تیتراژپایان نداره!وبلافاصله قسمت بعدبدون تیتراژ ابتدایی شروع میشه
منتهابه این دلیل که ممکنه پست طولانی باشه وسیستم یه حدی برای اندازه پست هادرنظرگرفته من این دوقسمت روعین تلوزیون توی دوقسمت جداگانه مینویسم                       بفرمایین
قسمت 25:
الان غروبه واینجا راهنمایی سیگاکو ئه....مربی ریوزاکی توی اتاقش نشسته
که تزوکا درروبازمیکنه و وارد میشه
مربی:هی چیشده؟....هرچی باشه امروز یکشنبه ست(همون جمعه ی خودمون)
تزوکا:مربی ریوزاکی....اجازه بده تابا ایچیزن بازی کنم
وتیتراژ...........
این داستان: "قوی ترین مرد درسیگاکو،بخش اول"
قسمت سوم روبه خاطر دارین؟
وقتی که ریوما داشت باآرایی بازی میکرد....


وتزوکا واویشی داشتن ازداخل مدرسه ازپنجره اونا رومیدین...


اویشی:توچی فکرمیکنی تزوکا؟
تزوکا:شکستن قوانین غیرقابل بخششه.مجبورشون کن دور زمین بدون
اویشی:حتی حرفه ای ها؟                                تزوکا:همه
وازاتاق رفت بیرون
مربی هم که توی اون اتاق بود چشمش به جدول مسابقات رده بندی افتاد که تزوکابازیکنان روتوی چیده بود
بله....تزوکااسم ریوماروهم توی جدول نوشته بود!(برخلاف این قانون که سال اولی هاتاتابستون حق شرکت درمسابقات رده بندی روندارن)
قسمت چهارم روچی؟اون روهم به خاطر دارین؟
وقتی که ریوما توی مسابقات رده بندی درحال مسابقه بود....وتزوکادرحال تماشای بازی اون بود
میشه گفت یه جورایی زیرنظر گرفته بودش...


که مربی پیداش شدوگفت:ظاهرا ازش خوشت اومده....
تزوکا:نه،راستش نه....
ووقتی که بازی بین ایچیزن وکایدو شروع شد....


تزوکاهمچنان ریومارو زیرنظرداشت
وهیچ کس فکرنمیکرد که ضربه ی مارکایدو که براساس دواندن حریف به دورزمین وخسته کردنش زده میشه روی ریوما اثرنکنه
ویااینکه ریومابتونه اون ضربه رو اجرا کنه!


ضربه ای که مشابه ماربود....اما به هرحال زدنش بسیار مشکل بود....
حین اون بازی تزوکاباخودش گفت:این تکنیکش بود؟نه،ایچیزن مسلماتجربه ی بازی های بیشتری روبابازیکنانی عالی داشته....
نتیجه ی بازی ایچیزن وکایدو کاملامشخصه...
برمیگردیم به زمان حال
تزوکا پیش مربی توی مدرسه است
تزوکا:مربی ریوزاکی،لطفا اجازه بدین تاباایچیزن بازی کنم

مربی:این یه مسابقه ی جدیه؟                             تزوکا:بله
مربی:اما این درسته که توی یه همچین موقعیتی این کارروبکنی؟
تزوکا:مشکلی نیست،هیچکس بهتراز من نمیدونه....
مربی:یه مبارزه است؟                                     تزوکا:نه.یه مسابقه است
مربی:اما من بدون یه دلیل منطقی نمیتونم بهت یه همچین اجازه ای بدم،درسته؟
تزوکا:یک دلیل وجود داره....                              مربی:میشنوم
مربی وتزوکا روفراموش کنین
میریم یه سربه خونه ی ایچیزن بزنیم
ریوما ونانجیرو دارن باهم تنیس بازی میکنن
نانجیرو:آفرین داری پیشرفت میکنی                               ویه ضربه زد
ریوما:جدی بازی کن!                                                  وبرگردوند
نانجیروچشماش روبست وخواست باچشم بسته برگردونه که....توپ رفت توی دهنش!!

ریوما:آآآآآه،احمقانه است...                                       واززمین رفت بیرون
نانجیرو توی زمین تنهاشده....
نانجیرو:باید به هرقیمتی شده من روشکست بدی...وگرنه،توهم یه پیرخرفت میشی نه چیزدیگه...
صبح روزبعد....توی سیگاکو....
همه باجدیت دارن تمرین میکنن....تاکا یه ضربه ی آتشین میزنه،مومو میپره ویه دانک میزنه....
کاتسو:به این میگن تسلیم نشدن درسته؟اونادارن روحیه جنگندگی شون رونشون میدن
هوریو:درسته ولی اونا هیچکدوم به زبون ما حرف نمیزنن!!(یعنی تاکا میگه:سوزاااان،مومو میگه:دااااااااانک)
فوجی داره باکایدو بازی میکنه ویک مارروبرمیگردونه
فوجی:ماری که بشه برش گردوند به دردنمیخوره
کایدو:این دفعه با80 درصد قدرتم میزنم...           فوجی:با100 درصد بزن
کایدو هم زد
یه سمت دیگه ایجی داره برای خودش نرمش میکنه وبرای خودش آهنگ میخونه
اینویی هم داره باریوما صحبت میکنه

اینویی:مابایدفشارروی زانوهات رو متعادل کنیم وقتی ازتکنیک نیم گام استفاده میکنی فشارزیادی روی یک پات میاد
باید اون یکی پات روهم قوی کنیم تاخطر گرفتگی ماهیچه هات روکاهش بدیم
ریوما:باش                                                اینویی:درضمن کیکومارو...
ایجی:بله؟چیشده؟                                    اینویی:آروم انجام بده!خیلی سروصدامیکنی!
ایجی:باشه،باشه...
اویشی اومد پیش تزوکا وگفت:همه روفرم هستن.ظاهرا مسابقات تکمیلی خیلی خوب پیش میره
تزوکا:هیچ وقت نباید گاردت روشل کنی،چون خطرناکه....هیچ مسابقه ای دردنیا راحت نیست...اینویادت باشه
اویشی:حق باتوئه...
تزوکا رفت وسط زمین وباصدای بلند گفت:برای امروزکافیه،مواظب زخم هاتون باشین،آزادین.
غروبه وسال اولی ها دارن توپ هاوتورها روجمع میکنن ،ریوماهم داره زمین روتمیزمیکنه....
تزوکا میاد پیشش ومیگه:ایچیزن،دنبالم بیا
ریوماهم میره دنبالش
مریم یه سربه اتاق مربی بزنیم....مربی داشت به روزقبل فکرمیکرد....که تزوکا ازش خواست تااجازه ی بازی باایچیزن روبهش بده
فلاش بک داریم به روز قبل
مربی:اما من بدون یه دلیل منطقی نمیتونم بهت یه همچین اجازه ای بدم،درسته؟
تزوکا:یک دلیل وجود داره....                              مربی:میشنوم
تزوکا:تنیسی که ایچیزن بازی میکنه درست کپی شیوه ی پدرش نانجیرو ایچیزنه،قدرت،سرعت،انعطاف پذیری ونیتوریو همه بالاتراز حدمیانگین هستن....توانایی پیش بینی حرکت حریف هم خیلی مهمه...نانجیرو ایچیزن تونست باسبکش در دنیا بدرخشه...ولی ایچیزن درحال حاظر این امکان رونداره...اگه همینطور ادامه بده فقط یک کپی باقی میمونه
مربی:ولی اون واقعامیخوادکه نانجیرو رو شکست بده،به نظرت این هدف کافی نیست؟
تزوکا:نه.درحال حاظرتنهاچیزی که براش مهمه بالابردن توانایی های خودشه
مربی:پس تومیخوای دستت روبه خاطر اون قربانی کنی؟
تزوکا:نه چیزی نیست.نگران نباش              مربی:تزوکا توچرا انقدربی خیالی؟مسابقات نزدیکه
تزوکا:برای همین این کاربرای ایچیزن مهمه
برمیگردیم به زمان حال مربی باخودش:این دیواریه که باید یه روزازش عبورکنه
میریم پیش تزوکاوریوما اوناپشت مدرسه تنهاهستن

تزوکا:زمین بازی قدیمی دانشگاه هارونو رو بلدی؟
ریوما:اونی که تازه بازسازی شده؟اره بلدم
تزوکا دست کردتوی جیبش ویه توپ ازجیبش درآورد وبرای ریوماانداخت
ریوماتوپ روگرفت وپرسید:این چیه؟
تزوکا:سه روز دیگه ساعت 3 منتظرتم.تنهابیا.من توپ هارومیارم
ورفت
جای آبخوری تزوکا داره صورتش رومیشوره.....شیر آب رومیبنده ومیخوادکه حوله ش روبرداره....اما...حوله ش نیست!
یک هواویشی ازکنارش بهش حوله ش رومیده ومیگه:میخوای مبارزه کنی؟
تزوکا:توگوش میکردی؟                 اویشی:تزوکا توداری به چی فکرمیکنی؟
تزوکا:چیزی نیست اویشی            اویشی:ولی...
تزوکا:چیزی نیست.
ریوما داره ازمدرسه میره بیرون که مربی سرراهش سبزمیشه...
مربی:راجع به بازی باتزوکا صحبت کردی؟                   ریوما:آره
مربی:اون خیلی جدیه.پس بهتره خودت روآماده کنی،اون ازهمه ی رقیبایی که تاحالاداشتی قویتره،درست مثل پدرت
ریوما:ها؟                                                             مربی:متوجه شدی؟
ورفت
شب شده ریوماتوی خونه است واون توپی روکه تزوکا بهش داده روتوی دستش داره وداره فکرمیکنه
نانجیرو که این صحنه رومیبینه کانال تلویزیون روعوض میکنه وشروع میکنه به خوندن روزنامه
ریوما:تلوزیون یاروزنامه یکی روانتخاب کن
نانجیرو:توهنوزجوونی ولی خیلی صرفه جویی...
ریوماازجاش بلندشد ورفت
ناناکو:نمیدونم ریوماچشه ازوقتی برگشته اینجوریه...     مامان ریوما:درسته
ناناکو:حتی به متلک های عموهم توجه نمیکنه            نانجیرو:هی مگه من متلکی گفتم؟
ناناکو:بعله!                                                            نانجیرو:واقعا؟
ریوماتوی حموم توی وانه.......واون توپی روهم که تزوکا بهش داد باخودش برده...

جملات تزوکا روبه خاطرآورد:

سه روز دیگه ساعت 3 منتظرتم.تنهابیا.من توپ هارومیارم
توی همین لحظه که ریوماتوی خونه است تزوکا بیرون جای همون زمینیه که باریوما توش قرارگذاشته ودست چپش روگرفته

صبح روزبعد توی مدرسه زنگ ورزش بچه ها دارن بسکتبال بازی میکنن ولی ریومایه گوشه نشسته وتوفکره
هوریو:چیشده ایچیزن؟مریض شدی؟
ریوما:نه                                         هوریو:چه گستاخ،همیشه همینطوری
توی همین لحظه تزوکا واویشی باهم رفتن سمت بیمارستان
توی مطب دکتر دکتریه عکس رادیولوژی روداشت نگاه میکرد


گفت:تنیس برای آرنج ضررداره،وقتی آرنج تنیسی بشه دیگه نمیشه کاریش کرد....(نکته:بیماری ای به نام آرنج تنیسی tennis elbow وجود داره که تاندون های ساعد دچارکشیدگی میشوند ودرآرنج دائمادرد اجساس میشود وغیرقابل درمان است اما این احتمال وجودداردکه باعمل جراحی درد کاسته شود)اما درمورد توتزوکا آرنجت نیست که درد میکنه بلکه این مفصل هات هستش که مشکل داره...ضربه ی مشهور دراپ شاتت کاردستت میده
اویشی:عموآکیدا اون هنوزبه درمان های بیشتری نیازداره؟مابدون تزوکانمیتونیم به مسابقات ملی بریم...
دکتر:شوایچیرو زود قضاوت نکن،بزار ادامه بدم
وروکرد به تزوکاو باخوشحالی گفت:توخیلی خوب عمل کردی،تبریک میگم،کاملاخوب شدی...
تزوکا ازخوشحالی سرازپانمی شناخت وداشت میخندید
اویشی:توموفق شدی تزوکا....
دکتر:فقط یه نکته،درمسابقات طولانی شرکت نکن ودرآینده ی نزدیک ازضربه ی دراپ شات(drop shotیاسقوط کوتاه)استفاده نکن
تزوکا واویشی ازبیمارستان بیرون اومدن
اویشی:اونقدر غرق خوشحالی شده بودیم که بازیت باایچیزن روفراموش کردیم...
تزوکا:دیگه خوب شده،پس جای نگرانی نیست              اویشی:خودت گفتی که گاردت رونباید شل کنی
تزوکا:حرف خودم روبه خودم نزن،مشکلی نیست
وازاویشی جداشد ورفت
کمی بعدتوی باشگاه تزوکا داره نرمش میکنه
فوجی:کم پیش میادکه تزوکا تمرین های کششی انجام بده
ایجی:مسابقات نزدیک شده،باید آماده شه

ریوما هم داشت یه جابه تنهایی تمرین میکرد
تمرین تموم شد وبچه ها به اتاق رختکن رفتن تابرن خونه هاشون
کاوامورا:تمرین امروز خیلی سخت بود               
اینویی:تامسابقات چیزی نمونده،سعی کنین به اندازه کافی بخوابین               بچه ها:چشم
صبح روزبعدساعت7صبح،یعنی موقع تمرین صبحگاه
کاچیرو:اه انگار امروز چند نفرنیستن                       کاتسو:آره ریوما نیست
مومو:ها،کاپیتان اینجانیست                     تاکا:حالاکه حرفش شد،اویشی هم نیستش
ایجی:پسرمون هم دیرکرده،اونادارن چیکارمیکنن
مربی:ایچیزن زنگ زد گفت مریضه...
مومو:مریضه؟....کاپیتان چی؟                           مربی:مریضه
کاوامورا:اویشی چی؟                                     مربی:مریضه....
اینویی:به نظرمیرسه که یه توطئه ای درکاره
فوجی:چه توطئه ای درمورد تنیس میتونه وجود داشته باشه؟
کایدو:یه چیزی مثل فرورفتن خاربه چشم تو... (چه ربطی داشت؟)
فوجی:فکرنکنم بتونیم درموردش چیزی بفهمیم
مربی:هی....هی....بقیه روبیخیال شین....برین سرکارتون...
بچه هاهم رفتن
میریم خونه ی ریوما....نانجیرو بازداره ازاون مجلات انحرافی میخونه که....اقای اینوئه پیداش میشه...
اینوئه:آقای نانجیرو خیلی  وقته ندیدمت
نانجیرو::اوه،اینوئه کون خوش اومدی
اینوئه:امروز اومدم اینجاتایه سوال بپرسم         
نانجیرو:حتماهرچی بپرسی جواب میدم...راستی اون دخترخوشگله باهات نیست؟
اینوئه:نه تنهااومدم                                 نانجیرو:من نانجیرو نیستم (عین قسمت 6)
اینوئه:اوف...
چنددقیقه ی بعدنانجیرو:خوب چی میخواستی ازم بپرسی؟
اینوئه:بالاخره فهمیدم ریومابه چی احتیاج داره،همونطورکه گفتی اون کپی خودته...بنابراین یه کپی نمیتونه ازتوبهترباشه....بازی نیتوریو که توی مسابقات اخیر انجام داد برگرفته ازبازی نانجیرو ایچیزنه....(رجوع میکنه به بازی ریوماباشینجی)این یه کپیه....امابعدازمصدومیت چشمش....ضربه ی اسمش پیچشی دیگه یک کپی نیست....اون دیگه یه کپی نبود خودریوماایچیزن بود....پس اون برنانجیرو ایچیزن پیشی گرفته...درسته؟
نانجیرو:نه.هرچندکه ازمن تقلیدنمیکنه .لی نمیتونه منوببره
اینوئه:یعنی داری میگی که ریومابه یه چیزدیگه احتیاج داره؟
نانجیرو:درسته،مشکل اینجاست که باید به خودش غلبه کنه
ساعت 3 ظهره....تزوکا وریوما توی زمین دانشگاه هارونو هستن وآماده ی بازین

تزوکا:شروع کنیم؟                                             ریوما:هروقت که حاظری
اویشی هم اونجاست وداره ازبیرون زمین یواشکی بازی رومیبینه
ریوماشروع میکنه به پریدن
تزوکا سرو میزنه....سرو فوق العاده سریعه وریوما نمیتونه حرکت کنه
ریوما:هه....چه شروع تندی...                            
ریومابازی روبه شوخی گرفته بود اما....وقتی چشمای تزوکارودید...متوجه شدکه....بازی خیلی جدیه!
تزوکا سرو زد،ریومابرگردوند،تزوکا،ریوما،تزوکا،ریوما....همینطوراداممه داره
اویشی باخودش:بس کن تزوکا....دستت...
کمی بعد.....ریوماروی زمین به نفس نفس افتاده....
تزوکا:ایچیزن،میتونی منوشکست بدی؟
ریوما ازجاش بلندشدوگفت:البته فقط اگه بهم بگی چطوری
نوبت سرو ریوماست....ریوماسرو میزنه....سرو توییسته
تزوکا متوجه میشه ومیره جلو وتوپ روبرگشت میزنه ومیگه:سروتوییست روی من اثرنداره
ریوما:خوبه،همین انتظارهم ازکاپیتان میرفت
اویشی باخودش:اون تونست اون سروچرخشی دیوانه وارروبرگردونه....معمولاتوپ هایی که به سمت صورت میزن رونمیشه برگردوند...ولی تزوکا باخم کردن کمرش تونست سروچرخشی رو به یه ضربه ی بلندتبدیل کنه....علاوه براون اون همزمان بهش یه نیم آبشار(نیم وولی)اضافه کرد....تزوکا بازی نمیکنه....اون...داره خودواقعیشو نشون میده
حین بازی تزوکا:ایچیزن چرا تنیس بازی میکنی؟چرا؟چرا؟
ریوما:میخوام یه نفرروشکست بدم(همون کسی که قسمت 9 به ساکونو گفت)
تزوکا:داری تنیس بازی میکنی تایه نفرروشکست بدی،این برات کافیه؟
ریوما:منظورت چیه؟                            
تزوکا:بعدش چی؟بعدازاینکه شکستش دادی میخوای چیکارکنی؟چی برات میمونه؟
ریوما:به جای اینکه به اون دورافکرکنم.....بایدروی حریفی که روبه رومه تمرکزکنم
ریومایه ضربه زد....وتزوکاخواست برش گردونه
اویشی:بس کن تزوکا....دراپ شات نزن!!
تزوکا توپ روبرگردوند....توپ خیلی آروم بود وبلافاصله که ازتورگذشت روززمین افتاد وبه سمت رو کشیده شد
خودشه این ضربه ی دراپ شات تزوکابود
تزوکا:ایچیزن،ببین میتونی منو شکست بدی؟
ریوما:
خوب این قسمتم تموم شد!یعنی تموم نشد من راس 24دقیقه تمومش کردم....بقیه ش باشه برای دفعه بعد

[ جمعه 12 تیر 1394 ] [ 14:04 ] [ fereshte_san (آسوکا) ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات