تبلیغات
prince of tennis - قسمت 36
قسمت 36
داور:هم اکنون انفرادی2بین فوجی ازسیگاکوومیزوکی ازسنت رودولف روشروع میکنیم
میزوکی وفوجی جلوی تور روبه روی هم ایستادن،میزوکی دستش رو دراز کرد تابافوجی دست بده....ولی....فوجی دستش عقب کشیدو دست نداد!(هیییییی....ازتواین کارا بعیده!)
همون لحظه بادملایمی به وزش درمیاد ودرختارو به حرکت درمیاره.....وفوجی.....چشماشو بازمیکنه!!
وتیتراژ شروع میشه.....

این داستان:"سیوسکه فوجی برادر بزرگتر"
همه متعجبن....(به جزریوماکه روچمنانشسته وداره پونتا میخوره)
هوریو:فوجی سنپای مثل همیشه نیست
میزوکی:اوه خدای من....چقدرترسناک....بیابازی خوبی داشته باشیم
فوجی سرو میزنه،میزوکی بادقت یه نقطه روهدف میگیره وبرگشت میزنه .....فوجی نمیتونه واکنش نشون بده و....امتیاز برای میزوکی

همه ازدیدن این صحنه شوکه شدن...کم پیش میادکسی بتونه ازفوجی امتیازبگیره...
اینویی:سناریوی میزوکی حرف نداره اطلاعاتش رد خور ندارن
فوجی سرو میزنه
میزوکی:سیوسکه فوجی توواقعا قوی هستی...ولی نمیتونی منوببری!!....چون من نه تنهاحسابی درموردحریفام تحقیق میکنم بلکه راه های مقابله بااوناروهم میدونم...من همه چیز روبه خصوص نقطه ضعف هات روخوب میدونم!!!
(اون سوراخایی که روی زمین توی عکس میبینین مثلانقاطی هستن که فوجی توش ضعف داره ومیزوکی این نقاط رومیبینه)

ویه ضربه میزنه و.....بازهم امتیازمیگیره
فوجی سرو میزنه میزوکی بازهم یه نقطه ی خاص روهدف میگیره و....بازهم امتیازبه نفع میزوکی
یوتاازپشت سر سیوسکه بازیش رو تماشامیکنه....به وقتی فکرمیکنه که باخشونت خونه روترک کرد:سیوسکه:واقعاداری میری؟     یوتا:آره
بازی ادامه پیدامیکنه وست اول به نفع میزوکی تموم میشه...
بین تماشاچیاوبازیکنای سایرمدارس همهمه شده که سیوسکه فوجی داره میبازه!
هیچکس باورنمیکنه...همه میخوان باچشمای خودشون ببینن
چند دقیقه ی بعد....
داور:بازی به نفع میزوکی ازسنت رودولف5_0،زمینا عوض
یوتا به برادرش چشم دوخته....به گذشته فکرمیکنه....به وقتی که توی خیابون بود وچندتاآدم بزرگ داشتن میزدنش واذیتش میکردن....یوتانمی تونست بااونا مقابله کنه....ونقش زمین شد....اما همون لحظه....سیوسکه اومد وسرراه اون آدماروگرفت وسپر بلای یوتاشد!!

به زمان حال برمیگردیم....صدای تشویق میزوکی!میزوکی! سرتاسر زمین روپرکرده....
یوتاباخودش درگیره....ودرنهایت....راه میوفته ازبیرون زمین درست همزمان بابرادرش به زمین مقابل حرکت میکنه....ولی ناگهان حرفهای میزوکی روبه خاطرمیاره ومتوقف میشه:توهیچ وقت نمیتونی برادرت روشکست بدی!
میزوکی هم داره به زمین مقابل میره وباحودش میگه:این همه تشویق دیگه برای چیه؟نتیجه ازقبل معلوم بود!!!فقط کافی بودبقیه هم به توصیه هام گوش کنن...
دریک لحظه....میزوکی وفوجی ازکنارهم ردمیشن
فوجی:میزوکی                                                  میزوکی می ایسته
فوجی:فقط میخوام یه چیزوبدونم،توبه یوتاضربه ی چرخشی پیچ دار رویاد دادی بااینکه میدونستی برای شونه هاش ضررداره؟
میزوکی:برنده شدن مهمترین چیزه....برای بردن هم باید قربانی داد!
یوتاناباورانه این حرف هارومیشنید.....
هردوبازیکن به سمت زمیناشون رفتن....فوجی رفت وازتوی کیفش یه راکت طلایی در آورد
میزوکی باخودش:راکت عوض کردن فایده ای نداره...خیلی غم انگیزه سیوسکه فوجی...حتم دارم که میخوای قدرت وتنوع ضربه هات روتغییربدی،درسته؟...ولی متاسفم من همه چی رو درمورد راکت طلاییت که وزنش به58پوند میرسه میدونم!.....تولیاقت داشتن لقب نابغه رونداری!!!
سیوسکه وارد زمین میشه....
اینویی چندساعت قبل روبه خاطرمیاره(برای ماقسمت28)....
وقتی که سیگاکو داره باآکیاما مسابقه میده ومیزوکی واینویی هردودرکنارزمین هستن....

اینویی:همه ی اطلاعات لازم روجمع کردی؟                            میزوکی:بله اینویی کون
برمیگردیم به زمان حال
اینویی:آیاواقعاهمه ی اطلاعات لازم روجمع کرده؟؟
کاچیرو:چی میگی؟مگه نمیبینی برای همینه که5_0عقبیم!
میزوکی سرو میزنه
اینویی:فوجی تنهاکسیه که من هیچ وقت نتونستم ازش به اندازه کافی اطلاعات جمع کنم!
یوتاهمچنان که به بازی برادرش چشم دوخته بود به گذشته فکرمیکرد....
به بعدازاون لحظه ای که ازاون پسرای گنده کتک خورد وسیوسکه به کمکش اومد....
دوبرادر داشتن ازروی پل عبورمیکردن....هردوحسابی خاکی و کثیف شده بودن....تااینکه سیوسکه ایستاد....دستش وتوی جیبش کردو یه دستمال در آورد و.....روکرد سمت برادرش وشروع کرد به تمیز کردن صورت یوتا....(اینجامثلا عکسشون توی آب افتاده برای همین چپه س)

یوتا زد زیر گریه.....
برمیگردیم به زمان حال وبازی:
براساس محاسبات میزوکی فوجی نمیتونه این ضربه روبرگردونه....اما...
فوجی باسرعت خودشو به توپ میرسونه وبرش میگردونه!
وامتیاز برای فوجی
میزوکی:امکان نداره،اون توپ...سمت ضعیفش بود!!
فوجی:اون توپ به سمت قوی من زده شده بود!
صدای تشویق تماشاچیابلند میشه.....میزوکی گیج شده...
مربی:درست وقتی که انتظارش رونداشت...                   مومو:خوب حالاوقت ضدحمله س!
کایدو:بزن توحالش                                                     مومو:چه عجب مابه تفاهم رسیدیم
کایدو:خفه                                                                میزوکی:شوخی میکنی این درست نیست...
ودوباره سرو میزنه
میزوکی:اگه راست میگی اینو بگیر!
فوجی توپوبرمیگردونه وامتیاز میگیره!.....میزوکی دائم امتیازازدست میده
میزوکی:چرا؟چرا؟نبایداینطوری باشه؟این بده!اخه چرا همه اون توپابه سمت ضعیفش بودن....
فوجی:هه...نقطه ضعف؟؟تمام اون توپابه سمت قدرتمندمن بودن!
میزوکی:امکان نداره من دارم برطبق اطلاعات بازی میکنم
فوجی سرو میزنه
میزوکی:واستاببینم....نکنه همه ی اطلاعات اشتباه بودن؟
میزوکی پشت سرهم امتیازازدست میده...
اینویی:فوجی کسی نیست که بزاره دیگران نقطه ضعفش روپیداکنن...ومیزوکی به خاطرغرورش فکرمیکردکه همه چی رو میدونه....
اینوئه:فهمیدم،برای همینه که بهش میگن نابغه....بااین حساب میزوکی دیگه نمیتونه برنده بشه درسته اینویی؟
اینویی:درسته کارش تمومه
یه ضربه ی دیگه و......داور:بازی ست شد برنده فوجی ازسیگاکو7_5
همون لحظه...بازیکنای تیم هیوته هم سرمیرسن
آتوبه:خودشه سیوسکه فوجی نابغه...اونوخوب به خاطر بسپارکاباجی
کاباجی:چشم
میزوکی فریادمیزنه وروی دوزانوش میوفته روی زمین(چراهمه ی اعضای رودولف همش توکار داد زدن هستن؟؟اون از آکازاوا اینم ازاین)
فوجی میادجلوی تور روبه روی میزوکی می ایسته
میزوکی:توعمدا5تاگیم روباختی!!!میخواستی بامن بازی کنی!!
فوجی:ازاینکه مراقب برادرم بودی ممنونم                             یوتا:برادربزرگ....
جیغ وفریادتماشاچیای خوشحال تمام محوطه روبرداشته....فوجی ازگیم پنجم حتی یه امتیازم ازدست نداد!...فوجی بی نظیره!
همه ی بازیکنامیریزن توی زمین وفوجی روبغل میکنن فوجی دوباره چشماشو میبنده ولبخندهمیشگیش روبه لبش میاره....

بازی تموم شده....میزوکی به حسارهای دور زمین چنگ میندازه ومیگه:لعنتی ماباختیم!!
آکازاوا:بس کن ماهنوزم شانس داریم
میزوکی:حتی یک باخت هم غیرقابل بخششه مانبایداینجاببازیم!....این برای سنت رودولف تاسف باره!
همون لحظه تیم فودومینه از روبه روی تیم رودولف عبورمیکنن...
کامیو:اوناخیلی حالشون گرفته س...                  میزوکی:هه...شماهاهیچکدوم منودرک نمیکنین
تاچیبانا ایستادوگفت:خوب تومیتونی درس بگیری وسبکت روعوض کنی...یه سبک که فقط سنت رودولف میتونه بازی کنه
میزوکی:گفتنش برای توراحته                            تاچیبانا:بهتره بریم....
ورفت...اما.....یه چیزی توی تاچیبانا بودکه برای آکازاواشنامیومد!

(موهارو برم.....)

یوتا:چیشده؟                                                  آکازاوا:هیچی
چندلحظه ی بعددوتیم فودومینه و رودولف درمقابل هم صف میکشن
داور:سیگاکو3_1برنده شد احترام بزارین
وهردوتیم به هم تعظیم کردن
همون لحظه توی یه زمین دیگه بازی دابل2 بین هیوته وفودومینه باپیروزی ساکورایی وایشیدا(بازیکنای فودومینه)بانتیجه ی4_6به پایان میرسه
چنددقیقه ی بعد بازی دابل1 هم بانتیجه ی 6_1به نفع زوج کامیو وشینجی به پایان میرسه
شیباپشت سرهم عکس میگیره
شیبا:دوتاباخت برای هیوته غیرمنتظره بود                     اینوئه:البته،فودومینه خوب پیش میره
اینویی:البته همینطوره!                                             شیبا:این ازکجااومد؟
اینویی:من مزاحم تحقیقات شمانمیشم من فقط میخوام روی اطلاعات خودم کارکنم....
بالاخره نوبت تاچیبانا رسید....
شیشیدو وتاچیبانا توی زمین رودر روی هم هستن

شیشیدو:هی مگه توکاپیتان نیستی پس چراانقدر زود بازی میکنی؟البته مهم نیست چون توی بیست دقیقه شکستت میدم...
همون لحظه....جای دیگه ازمحل برگزاری مسابقات....مربی ریوزاکی رفت پیش تیم سنت رودولف ورفت پیش یوتاکه روی نیمکت نشسته بود

مربی:دستت چطوره؟                                                      یوتا:خوبه
مربی:خیله خوب                                                            یوتا:چیزی میخواین؟
مربی:ازتنیس بازی کردن لذت  میبری؟                                یوتا:اه....اره...فکرکنم...
مربی:این مهمترین چیزه،اگه میخوای بازم بازی کنی....بهتره خودتو آماده کنی!تیم ماآماده ی بازی مجدد توی مسابقات منطقه ای کانتوهستش
یوتا:چشم!
برمیگردیم به بازی بین تاچیبانا وشیشیدو....
تاچیبانا:هی!!هنوزبه جاهای جالبش نرسیده....
وتوپوبرگردوند،شیشیدو زد
تاچیبانا:فکرکنم وقتش رسیده بیام لب تور...
واومد لب تور وتوپ رو زد
داور:بازی1_0به نفع فودومینه
گیم اول خیلی سریع تموم شد...همه ازچنین نتیجه ای تعجب کردن...
آکازاوا:خودشه الان یادم اومد                                           یوتا:چی رو؟
آکازاوا:من اون پسر رو توی فیلم مسابقات ملی سال گذشته دیدم ولی نتونستم بشناسمش چون قبلاموهاش بلوندبود
آتوبه:خودشه!اون یکی ازدوبازیکن برترکیوشو هستش!برگ برنده ی باشگاه شیشیگاکو،تاچیبانا.(جان من؟؟؟به قیافه ش نمیخوردبرگ برنده باشه!)
چنددقیقه ی بعد....بازی 6_0به نفع تاچیباناتموم شد
تاچیبانا:ببخشیدکه زیر15دقیقه ازت بردم
آتوبه:باورم نمیشه کسی مثل اون توی این مسابقات باشه
اینویی:فهمیدم.کیپی تاچیبانا،درسطح ملی (این اینویی هم که قربونش برم همه چی توی اون دفترش داره)
(فقط موهارو حال کنین!!)

آتوبه:مااونا رودست کم گرفتیم چون اونامدرسه معروفی نبودن وخودشونم به این موضوع عادت داشتن وازاین موقعیت نهایت استفاده روبردن ومارو ظرف 3بازی بردن
کمی بعدحین غروب بازکنان هیوته داشتن برمیگشتن....آتوبه داشت باموبایل گزارش وضعیت میداد
آتوبه:دابل گیاوا/چی گاباشی6_4 باخت،دابل کایدا/کاشیوا1_6باخت ،انفرادی شیشیدو خیلی راحت6_0 باخت،باورم نمیشه که توی یک چهارم نهایی باختیم...بله...شیشیدو دیگه حرفه ای محسوب نمیشه....درضمن....بهتره قبل ازبازی های هفته ی آینده یه سربه جیروهم بزنیم
بازیکنان تمام تیم های شرکت کننده درمقابل داوران صف کشیدن

داور:براساس بازی هایی که امروز انجام شد تیم های فودومینه،یامابوکی،گینکا وسیگاکو جزو چهارتیم برترهستن
این چهارتیم برای مسابقات منطقه ای کانتوانتخاب شدن،هفته ی آینده مابرای قهرمانی ومقام دومی بازی خواهیم کرد،همین،میتونین برین
همه ی بازیکنا:متشکریم
همه شروع کردن به جمع وجورکردن وسایلشون تابرن خونشون
یوتا:میزوکی سان بابت کمک هایی که تاحالابهم کردین ازتون ممنونم
آکازاوا:یوتاتوکه نمیخوای ازپیش مابری؟
یوتا:البته که نه من همیشه قدردان زحمات میزوکی هستم(چقدرم برات اهمیت قایله....)من فکرنمیکنم که اینکه برنده شدن ازهمه چی مهم تره اشتباه باشه....ولی...ازحالامیخوام باتمام توانم بازی کنم!....باشه میزوکی سان؟
میزوکی:باشه.                                                       یوتا:ممنون.ماحتمابرنده میشیم
میزوکی فقط خندیدوباآکازاوا رفت...یوتاشاهدرفتن میزوکی وآکازاواا بودکه یک هو....
فوجی ازپشت سرش گفت:یوتا!برای مسابقات نهایت سعیت روبکن

یوتا:خفه شو...
وراه افتادتا بره....فوجی هم دنبالش راه افتاد.....
فوجی:اگه سنت رودولف بتونه تامسابقات منطقه ای بالابیاددوست دارم باهات بازی کنم
یوتا:من نمیخوام.اگه بشه دوست دارم باتزوکا بازی کنم(اول ریوماروشکست بده بعد بروسراغ تزوکا!)
فوجی:به هرحال....امشب میای خونه؟                               یوتا:نه ممنون
فوجی:مامان غذای مورد علاقه  ت رودرست کرده                  یوتا:جدی؟
فوجی:حتی خواهرهم برات کلوچه درست کرده...
خلاصه...ایناروبه حال خودشون میزاریم....
میریم جایی نزدیک محل برگزاری مسابقات....پیش ایجی....اون روی یک سکونشسته....
ایجی همینطورکه به غروب خیره شده داره حرف میزنه:ماامروز دابل2بازی کردیم....امابه دلایلی نتونستیم برنده شیم...بایدبیشتر تمرین کنیم....
وازجاش بلندشدوفریادزد:لعنتی!!!
بعدم صورتشو زد! (بچه خوددرگیری داره)
ایجی:خوب فکرکنم برای آماده سازی کافی باشه!
یک هواویشی ازپایین سکومیگه:فکرمیکردم اینجاباشی                         ایجی:هه اره اینجام!
اویشی هم میادبالای سکووکنارایجی میشینه....

اویشی:اولین بازی دابلمون رواینجا انجام دادیم....چندبارشده؟
ایجی:شمارش ازدستم دررفته.....اویشی....این آخرین باره...
وازجاش پریدوگفت:ازاین به بعدهمش میبریم!!                                     اویشی:تاکجا؟
ایجی:معلوم نیست؟مسابقات تکمیلی،مسابقات منطقه ای کانتو ودرنهایت مسابقات ملی!...شماره یک!!!!!
بقیه ی بچه های تیم توی اتوبوسن ودارن میرن خونه هاشون
کاوامورا:نمیدونم ایجی واویشی چیشدن؟...
تزوکا:نگران اونانباش....اون دوتا دارن ازمناظرلذت میبرن
همین لحظه موسیقی تیتراژ پایان شروع میشه....آهنگش بادفعه های پیش فرق داره!استثناعا!!
میریم ته اتوبوس.....مومو،کایدو وریوماروهم خوابیدن وبادهن وا خر خر میکنن!
هوریو:وای موموچان داره خرخر میکنه                                     کاتسو:کایدوسنپای هم همینطور
کاچیرو:موموچان سنپای رو ول کن اگه کایدوروبیدارکنی بدبخت میشیم!
یه هوکایدوبیدارمیشه!....وچندثانیه بعددوباره میخوابه!
توموکا:وای ریوماتوی خواب چه خوشگله!                                 ساکونو:ساکت بیدارشون میکنی
ساکونویه نگاه به ریوماانداخت و...سرخ شد(چرا؟....سرخ شدن نداره)
اتوبوس:ایستگاه بعدی سیشن دایی                                      تزوکا:کاوامورا براشون درروبازکن
کاوامورا:باشه...مومو کایدوایچیزن بیدارشین باید پیاده شین
واین قسمت هم باموسیقی ملایم walk on به پایان میرسه.....
ودرقسمت بعد:
قراره که ریومابه ساکونو وتوموکا تنیس یادبده
امایکی ازتوپامیوفته توی زمین یه مدرسه ی دیگه
ساکونوممطمعنه که میتونه پیداش کنه چون....عکس ریوما روی اون توپه!
قسمت بعدی شاهزاده تنیس: "توپ تنیس باچهره ی ریوما"

[ سه شنبه 20 مرداد 1394 ] [ 16:46 ] [ fereshte_san (آسوکا) ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب