تبلیغات
prince of tennis - قسمت 41
قسمت 41
اینجادم درمحل برگزاری مسابقاته
تزوکابه تنهایی اونجاایستاده که اویشی هم میادپیشش
اویشی:بالاخره وقتش شد                                              تزوکا:درسته

چنددقیقه ی بعدایجی،تاکا ویکی دوتادیگه ازاعضای باشگاه هم پیش تزوکاواویشی میان
ایجی:یوهو!ببخشیددیرکردیم!                                          تاکا:صبح بخیر

کمی بعد....فوجی هم به جمعشون اضافه میشه
فوجی:وای!همه زوداومدن
کمی بعدمومو،کایدو واینویی هم به اونامیپیوندن..مومو:ازسرراهم بروکنار!!
مومو:چی گفتی؟دلت دعوامیخواد؟                                    کایدو:فسسس
اویشی:بس کنین!

کمی بعد...سال اولی هادومی ها هم میان....تقریباهمه جمع شدن....
تزوکا:ایچیزن هنوزنیومده؟
همون لحظه ایچیزن ازراه میرسه
ریوما:سلام                                                     اویشی:خوب همه هستن،به سوی پیروزی!

وتیتراژ شروع شد....
این داستان: "آزار دادن"
داستان ازمحل برگذاری مسابقات شروع میشه.....کاپیتان تاچیبانا به همراه هم تیمی هاش یوشیمورا و تاتسونوری وخواهرش آن منتظرهستن....منتظربقیه ی هم تیمی هاشون که دیرکردن....بقیه ی اعضای تیم برای اینکه یکم بیشترتمرین کنن دیرتر راه افتادن....وحالاحسابی دیرکردن
آن:برادرجون اگه تا5دقیقه ی دیگه نیان وماثبت نام نکنیم حذف میشیم
تاچیبانا فقط سکوت کرد....خوب البته کاردیگه ای هم نمیتونست بکنه

بین اعضای تیم یامابوکی همهمه شده....اینکه فودومینه چندتاعضوکم داره....وآیامشکلی پیداکرده؟....
اون پسر مونارنجی رویادتون میاد؟؟کیوسومی سنگوکو رومیگم
اگه یادتون باشه اونم عضوتیم یامابوکیه.....
سینگوکه میادپیش بقیه ی تیمش ومیگه:اگه اعضای فودومینه به موقع نیان اوناحذف میشن ومابه طور خودکارمیریم فینال!خوش شانسی!!!
یکی ازهم تیمی هاش که یک عینک عجیب غریب داشت گفت:بازمیخوای اینطوری ببری؟
سنگوکو:غرنزن موروماچی (اسمو برم!!!آدم یاد منچ ومارپله میوفته!)

همون پسرعینک دارکه اسمش موروماچیه:من همیشه جدی تنیس بازی کردم،وبه خوش شانسی وبدشانسی توکاری ندارم
خوب....ایناروول میکنیم....میریم توی خیابون....توی یه تاکسی....4عضوفودومینه که دیرکردن توی تاکسی هستن!!!
کامیو:خداروشکرداریم به موقع میرسیم،شماپسراتوآخرین لحظه ترکیب جدیدتونو یادگرفتین!
ایشیدا:همش به لطف تو وشینجی بود
شینجی باهمون لحن زمزمه ای همیشگیش :بایدپول تاکسی روبین خودمون تقسیم کنیم؟
کامیو:مایامابوکی روشکست میدیم وبه فینال میرسیم ودراونجابرای دومین بارباسیگاکوروبه رومیشیم!!
شینجی:اگه این بارهم ببازی خیلی ضایع میشه....
خوب....دیدیم که بچه هادارم باتاکسی میان سمت مسابقه....پس ایناروتنهامیزاریم ومیایم توی محل برگذاری مسابقات....
آکوتسوسنپای!آکوتسو سنپای!
این صدای پسری بودکه داشت دنبال آکوتسومیگشت...
اون پسر:ای باباتاهمین چندلحظه پیش اینجابود!
وچشمش افتادبه آشغالایی که روی زمین ریخته بود
اون پسر:خوب به عنوان مدیرتیم من بایداینجاروتمیزکنم!
وشروع کردبه جمع کردن آشغالا....که آکوتسوقدم زنان اومدبالای سرش
آکوتسو:چیکارمیکنی؟                               اون پسره:دادادادام!کجابودی آکوتسوسنپای؟
آکوتسویقه ی اون پسرروگرفت وگفت:خفه شو!مهم نیست چی میشه من میبرم!

اون پسر:ولی فودومینه فقط3عضوداره!چون بقیه شون نیستن احتمالش هست که نتونن ثبت نام کنن
آکوتسویقه ی اون پسرروول کردورفت.....اون پسره هم راه افتاد دنبالش!!(یعنی موندم چراازاین غول بیابونی نمیترسه!!)
بقیه ی اعضای یامابوکی دارن اون دوتادونگاه میکنن....
یکی ازاعضا:بااینکه مدیرتیم یه سال اولیه ولی اصلاازآکوتسونمی ترسه!اه اه....اصلا برای چی اکوتسوعضوتیم ماشده؟
یک هوسنگوکوازپشت سرش پیداش شدوگفت:تاوقتی اذیتمون نکنه عیب نداره....
خوب....یه سرمیریم به خونه ی ریوما....صدای زنگ خوردن تلفن میاد...ناناکوگوشی روبرمیداره ومیگه:عمومربی ریوزاکی پشت خطه!
نانجیروهمونطورکه داشت مجله ی انحرافیش رومیخوندگفت:بهش بگومن نیستم

ناناکو:کارت خیلی زشته!زودباش!                            نانجیرو:ای بابا.....خیله خوب گوشی روبده
نانجیروگوشی روگرفت
مربی:مدت زیادی گذشته نانجیرو،بزارحدس بزنم...الان داری یکی ازاون مجله های آنچنانی رومیخونی....ای پیرمردحوسران!!
نانجیرودرحالی که شوکه شده بود:چی میگی؟من یه آدم باشرف هستم!(اره جون عمه ت!)خوب حالابگوچی میخوای؟توهمینجورالکی زنگ نمیزنی!
مربی:میخواستم درموردبازی امروزباهات حرف بزنم،اگه بفهمی رقیبمون کیه حتماتعجب میکنی
نانجیرو:چرت نگوامکان نداره من به این راحتیامتعجب بشم
مربی:خیله خوب....ماامروزباتیم بانجی مسابقه داریم.
نانجیرو:بانجی!!!!!چی؟؟؟؟؟اون پیرخرفت هنوز زنده س؟؟؟؟همین الان میام اونجا!!منتظرم باااااش!
ودوچرخه ش روبرداشت وعین جت شروع کردبه پازدن.....
مربی:اون هیچ عوض نشده!
برمیگردیم پیش تاچیباناوبقیه ی دوستاش....بچه هایی که باتاکسی داشتن میومدن بالاخره رسیدن
آن:شماهاخیلی دیرکردین!                                 کامیو:آدمای مهم همیشه دیرمیکنن!
ایشیدا:ببخشیددیرکردیم                                    تاچیبانا:مهم نیست،زودباشین بریم برای ثبت نام
بچه هارفتن برای ثبت نام اما....به نظرنگران ومضطرب میومدن....چرا؟
خوب ....کمی بعد....دوتیم دربرابرهم صف آرایی کردن....بازی بین یامابوکی وفودومینه شروع شده!
سنگوکو:ای باباپس به موقع رسیدین....حیفش!!
اینوئه وشیباهم اینجان....شیباداره بادوربینش ازافرادتوی زمین عکس میگیره....
شیبا:واااای                                                     اینوئه:چیشده؟
شیبابه آکوتسواشاره کردوگفت:اون پسره چه چشمای ترسناکی داره
وبعدبه مربی یامابوکی اشاره کردوگفت:وااای اونوهمش داره لبخندمیزنه خیلی عجیبه!یامابوکی واقعاترسناکه!
اینوئه:درسته مانبایدچشم ازشون برداریم!
خوب دابل2بین فودومینه ویامابوکی اغازمیشه.....وبانتیجه 1_6به نفع یامابوکی به پایان میرسه
وحالانوبت میرسه به دابل1....ایشیداوساکورایی سخت تلاش میکنن ودرنهایت.....
داور:بازی به نفع یامابوکی6_0
ایشیداوساکورایی سخت تلاش کردن ولی نتونستن حتی یک امتیازبگیرن....آیااین قدرت واقعی یامابوکیه؟
کمی بعد.....نوبت به انفرادی 3رسید
داور:انفرادی3بین ایبوازفودومینه و مورابا ازیامابوکی
بازی بسیارنفس گیری بین شینجی و مورابا درحال انجامه وشینجی 3_0عقبه!
این واقعاعجیبه این بازی وبازی های قبلی.....بچه های فودومینه مثل همیشه بازی نمیکنن
این موضوع فکرتاچیبانارو مشغول کرده....آیااتفاقی افتاده؟
ناگهان آکوتسوازپشت حساربه تاچیباناگفت:اوناقبل ازاینکه بیان اینجاباتاکسی تصادف کردن!

این جمله درست مثل این بودکه یه سطل آب سردروی سرتاچیبانا وخواهرش ریخته باشن....
آکوتسوادامه داد:جای تعجبه که همه سالم هستن!مگه نه کامیو؟
تاچیباناوخواهرش به کامیوچشم دوختن ومنتظرشدن.....وآکوتسوبایه خنده ی شیطانی ازاونافاصله گرفت ورفت
تاچیبانا:حقیقت داره کامیو؟
کامیونمیتونست حرف بزنه....شایدروش نمیشد....بالاخره به اصرار تاچیبانا کامیوبه حرف اومد.....آکوتسودرست میگفت به خاطرگربه ای که ناگهان وسط خیابون پریده بود کنترل ماشین ازدست راننده خارج شدوماشین چپ شد!!


وآکوتسوهم توی مدت زمانی که بچه هاداشتن ازماشین خودشون روبیرون میکشیدن شاهدماجرابود

تاچیبانا ازجاش بلندشدورفت پیش داور وانصراف داد
بچه هاازبازی انصراف دادن وحالادارن برمیگردن خونشون....
آن:برادرسعی کن درک کنی،کامیو وبقیه نمیخواستن تونگران بشی
تاچیبانا:ولی نبایدبااین وضع واردبازی میشدن!من خیلی نگرانشون شدم!
وروکردبه هم تیمی هاش وبالبخندگفت:ماتاآخرش باهمیم درسته؟
همه باسربهش جواب مثبت دادن
تاچیبانا:پس بیاین بریم بیمارستان تاخوب همتون رومعاینه کنیم
هه هه هه هه
این صدای خنده ی آکوتسوبود که کمی اون طرف ترنشسته بود
آکوتسو:شماهاخیلی احمقین درست درهیجان انگیزترین لحظه ی بازی انصراف دادین...آبروت رفت آقای کاپیتان!
آکوتسوبلندشدورفت سمت اونا
آکوتسو:اگه واقعانگرانشون بودی ازاولش نمیزاشتی بازی کنن احمق!
کامیواینوکه شنیدخونش به جوش اومد وخواست به آکوتسوحمله کنه که تاچیبانا جلوش روگرفت
آکوتسو:هه...باختن توی تنیس برات بس نبود؟
کامیوبازهم خواست آکوتسوروبزنه اماتاچیبانادوباره مانعش شد
تاچیبانا:گوش کن اگه الان دعواکنی دقیقاهمون کاری روکردی که اون میخواد!توکه نمیخوای شانس شرکت توی رقابت های کانتوروازدست بدیم،میخوای؟(منظورش اینه اگه دعواکنه تیم داوری به علت خشونت حذفشون میکنه)
تاچیبانا:بریم
اما درست همون لحظه که فودومینه خواستن برن......تیم سیگاکوجلوشون سبزشدن!!
تاچیبانااومدپیش تزوکاوگفت:تزوکا متاسفم ولی ظاهرااین پایان کارماست
تزوکا:متوجهم

وفودومینه به راهشون ادامه دادن ورفتن
آکوتسو:آقایون سیگاکو،خوش اومدین

ریوما:اون حالتوبهم نمیزنه؟                                                       مومو:چرامیزنه
خوب اگه یادتون باشه نانجیرو دوچرخه ش روبرداشت تابیادجای مربی ریوزاکی.....خوب الان رسیده اون دم درمحل برگذاری مسابقاته
نانجیروخواست بادوچرخه ش بره توکه یک نگهبان مانعش شد!

نگهبان:دوچرخه ت رونمیتونی ببری تو!
نانجیرو:من عضوPTAهستم!                                                    نگهبان:ها؟
نانجیرودوچرخه روبرداشت ورفت تووگفت:بعدمیبینمت!!
نگهبان هم راه افتاددنبالش تانزاره بره تو!
خوب.....میریم توی محل برگذاری.....مربی پشت یکی ازمیزهای یه قهوه خونه نشسته وداره چای میخوره.....که مربی تیم یامابوکی میادوپشت میزبغلش میشینه

مربی یامابوکی:منتظرکسی هستی؟
مربی ریوزاکی:خودت اینجاچی میخوای مربی بانجی!
اون پیرمردکه معلوم شداسمش بانجیه:میبینم که هنوزم مربی گری میکنی
مربی ریوزاکی:توهم همینطور                                       بانجی:ظاهراامسال بازیکنای خوبی هم داری
مربی ریوزاکی:توهم همینطور
بانجی خندیدوگفت:هه هه هه.....تنیس بزای من یه جورسرگرمیه....پس لطفابهم سخت نگیر
مربی:توهم همینطور                                                  بانجی:هه هه هه
خوووب گفتیم که نانجیرو داخل محل مسابقات شد.....
اون الان پشت شمشادهاقایم شده وداره بانجی ومربی رودیدمیزنه
نانجیرو:اه اه....اون پیرخرفت هیچ عوض نشده،بایدبهش یه درس درست وحسابی بدم!!
یک هوهمون آقای نگهبانی که دنبال نانجیرواومده بودداخل نانجیرو روحین دیدزدن دید وگفت:اهای اقااینجاچیکارمیکنی؟

نانجیروبه یک سمت اشاره کردوگفت:اونجارو!!!
وبعدسریع فرارکرد!
خوب....میریم جایی که حریف بعدی سیگاکویعنی تیم گینکاحضورداره....
اونایه جادورهم جمع شدن وجلسه گذاشتن
فوکوشی(کاپیتانشون):بالاخره وقت شکست دادن سیگاکورسیدمامیبریم!
تاشیرو:اون کابوسی که به گینکااومدباعث شدماتغییرکنیم
حالامنظورش ازکابوس چیه؟؟؟....یادتون میاد؟قسمت 37ریومابه گینکارفت وهمه روشکست داد!!

فوکوشی:نه مابایدازاون ممنون باشیم اون کابوس نبوداون کسی بودکه باعث تحول ماشد.احتمالااون یه بازیکن بدون باشگاه بوده....
سوزوکی:اوه،سیگاکودارن میان!
همه ی بازیکنای گینکاسریع جمع وجورشدن ورفتن پشت درختاقایم شدن

بازیکنای سیگاکویکی یکی ازجلوی گینکاردمیشدن.....اول ازهمه تزوکاردشد
فوکوشی:اون کاپیتان سیگاکوئه،کونیمیتسوتزوکا،اون انقدرخوبه که هیچکس تاحالانتونسته شکستش بده!


تاشیرو:وااای اون خیلی قویه سطحش خیلی بالاست مانمیتونیم ببریمش
سوزوکی:خوب بقیه چی؟
تزوکاکه ردشد.....اویشی وایجی ازجلوی گینکاباهم ردشدن....
فوکوشی:خوب بعدی زوج طلایی سیگاکوهستن شوایچیرواویشی وایجی کیکومارو،استراتژی خوب اویشی وآکروبات فوق العاده کیکوماروباعث شداوناپارسال به بازی های ملی برسن!


دوموتو:ملی؟؟
سوزوکی:خوب.مهم نیست درکل5تابازی انجام میشه اگه 3تاش روببریم برنده ایم بعدی کیه؟
کایدوازجلوی گینکارد میشه!!!
فوکوشی:بعدی کائوروکایدوئه....اون حریفش روبازدن ضربه مار ودواندن دورزمین ازپادرمیاره!وخیلی زودهم عصبانی میشه!


سوزوکی:اون خیلی خطرناکه!
فوکوشی:هیس!بعدی تاکشی موموشیروئه....اگرچه اون یه سال دومیه ولی بازیکن قدرتمندیه ودانک اسمش های فوق العاده ای میزنه...بازیش باسنت رودولف گواهش بود!

تاشیرو:برای چی ماپشت درخت قایم شدیم؟؟
فوکوشی:هیس!داره میاد....بعدی تاکشی کاواموراست.....دقتی راکت دستش میگیره یه آدم دیگه میشه....سرو های آتشینش200کیلومترسرعت داره!هرکی بخوادبرش گردونه مصدوم میشه!
تاشیرو:یه نفردیگه هم هست به اسم سیوسکه فوجی که ظاهرآرومی داره!اون نابغه وبازیکن شماره 2سیگاکوئه،باوجودضدحمله های سه گانه ش اون شکست ناپذیره!

سوزوکی:یعنی میگی مانمیتونم هیچکدومشون روشکست بدیم؟؟
فوکوشی:نه خیر!بنابه دلایلی اونایه تازه واردتوتیمشون دارن....یکم کوچولوئه
سوزوکی:یه تازه واردقدکوتاه؟من باهاش بازی میکنم!
دوموتو:نه مال منه!                                  تاشیرو:ای بی انصافامن میخوام باهاش بازی کنم!
فوکوشی:اوناهاش داره میاد!
بله ریوماداشت قدم زنان دنبال بقیه ی اعضای تیمش میرفت....وازجلوی تیم گینکاکه پشت درختاقایم شده بودن عبورکرد......
گینکاتاریومارودیدن همه باهم جیغ کشیدن!

ریوما:شماها؟

سوزوکی:شوخی میکنی؟
ریوما:چی؟شماهااومدین تادوباره ببازین؟یااینکه اومدین توپاروپس بگیرین؟منکه پسشون نمیدم!!
وریوماهم رفت....
تمام امیدهای گینکابربادرفت....اوناهیچ شانسی برای بردن ندارن.....
کمی بعد....دوتیم درزمین بازی دربرابرهم به صف می ایستن
داور:حالابدون هیچ معطلی ای مسابقه ی نیمه نهایی بین سیگاکووگینکاروآغازمیکنیم!
توموکا:برو ریوما                                                           ساکونو:موفق باشی ریوما
کاتسو:نمیدونم گینکاچه جورتیمیه
اینویی:خوب گینکاجزوچهارتیم شرکت کننده در نیمه نهاییه.....نمیشه بی احتیاطی کرد!
فوکوشی:خیله خوب گینکا بیاین انجامش بدیم!!!
اویشی:ای وای گینکاحسابی آماده س!نبایداشتباه کنیم!
همه ی اعضای گینکاباهم:ماانصراف میدیم!دل درد داریم!
همه:
داور:اهم،خوب به دلیل انصراف گینکاسیگاکوبرنده س وبه فینال میرسه!
همه ی اعضای گینکاطوری که انگاریه بارسنگین روازروی دوششون برداشته بودن داشتن بافراغ بال زمین روترک میکردن.....که....
آکوتسو:هی برای چی انقدرازاین تیم میترسین؟

مومو:منظورش از "این تیم"چیه؟                                        آکوتسو:سیگاکوهیچی نیست!
فوکوشی:ولش کنین بیاین بریم                                         ورفتن
مومو:اون عوضی فکرکرده کیه؟                                          وخواست بره بزنش که اویشی گرفتش
اویشی:مومونکن!

آکوتسو:چیشده؟بیادیگه؟توهیچی نیستی!!(اینجاش یه فحش خیلی زشت دادکه نمیشدبنویسم!)
موموکنترل خودش روازدست داد وخودشو ازدست اویشی بیرون کشیدودویدسمت آکوتسو...که....
تزوکا:بس کن!
موموبافقط همین یک کلمه اززبان تزوکا متوقف شد!
تزوکا:همین الان تمومش کن!                                           موموخیلی آروم برگشت سمت تیمش
هوریو:ای وای نزدیک بودا!
کاتسو:همونطورکه ازکاپیتان انتظارمیرفت،اون خوب میتونه باصداش دستوربده!
آکوتسوهم راهشو کشیدورفت
توموکا:اون دیگه کی بود؟                                                 اینویی:آکوتسوازیامابوکی
ساکونو:یامابوکی....یعنی....
اینویی:درسته یامابوکی یعنی همون حریف بعدی ما!
کمی بعدهمه ی اعضای سیگاکویه جاجمع شدن واینویی داشت برای همشون صحبت میکرد

اینویی:اونازوج های دابل قوی ای توی تیمشون دارن،پارسال هردودابل شون رفتن به بازی های ملی،استراتژی اونااینه که دوتادابل روببرن وبعدش سنگوکودرانفرادی 3پیروزمیشه واونابرنده میشن
کاچیرو:پس اگه به بازیای ملی رفتن زوج هاشوم بایدبه خوبی زوج طلایی ماباشن درسته؟
فوجی:پارسال اویشی بایه سال سومی توی بازی دابل بایامابوکی شکست خورد
کاتسو:ولی پارسال مابردیم درسته؟
اینویی:درسته.مادوتادابل روباختیم ولی تزوکاتوی انفرادی3سنگوکوروشکست دادوبرنامه های یامابوکی روبهم ریخت،به خاطراون اوضاع ماخوب شدودوتاانفرادی دیگه روهم بردیم
فوجی:ولی اگه یه بازیکن خوب دیگه توانفرادی میداشتن ماحتماتودردسرمیوفتادیم
تاکا:ولی امسال اونایکی رودارن!                                          ساکونو:منظورت...
تاکا:درسته همونی که دیدین....
کمی بعدبازی بین یامابوکی وسیگاکو شروع میشه....
اولین بازی یعنی دابل2...ازسیگاکوفوجی وکاوامورا وازیامابوکی کیتا ونیتوبه.....
رقابت خیلی سخت وتنگاتنگیه.....نمیشه گفت کی میبره....

ودرنهایت....داور:بازی به نفع یامابوکی6_3
باورنکردنیه....فوجی وتاکاباختن
مربی:اوناخیلی تلاش کردن ولی متاسفانه کافی نبود....همه ی بازیکناتوی انفرادی خوبن ضعف اصلی ماتوی دابله!به جزاویشی وکیکومارو ما تیم دابل خوب نداریم!
پایااااااان....
ودرقسمت بعد:
خوب قسمت بعدبازی دابل 1 بین کیکومارو واویشی ومینامی وهیگاشیکاتا هستش
اون مربی مظلوم وخنده روی یامابوکی چه نقشه ای توسرش داره؟؟؟؟؟
قسمت بعدی شاهزاده تنیس: "اویشی هدف قرار گرفت"

[ دوشنبه 23 شهریور 1394 ] [ 14:10 ] [ fereshte_san (آسوکا) ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب