تبلیغات
prince of tennis - قسمت 42
قسمت 42
خوب....اینجامحل برگذاری مسابقات تکمیلیه....مدیرسال اولی تیم یامابوکی یابهتره بگم همون تایچی داره برای خودش رژه میره
یه دفترچه بامداددستش گرفته ودنبال کسیه که بتونه ازش درمورد سیگاکوتحقیق کنه
یک هو هدبندش ازروی پیشونیش سرمیخوره وجلوچشماش رومیگیره ونمیزاره جایی روببینه وتایچی هم کورمال کورمال همینجور راه میره....

اما....ازقضاریوماهم همون طرفاروی زمین نشسته بوده وداشته پونتامیخوره که......پای تایچی گیرمیکنه به پای ریوما وتایچی درست کنارریومانقش زمین میشه

تایچی ازجاش بلندمیشه ومیگه:ای واااای همه جاسیاه شده هیچی نمیبینم!!!
ریوما:هی،هدبندت اومده پایین
تایچی هم هدبندش رودرست میکنه وازریوماتشکرمیکنه که.....چشمش میوفته به لباس ریوماکه روش نوشته سیگاکو!
تایچی:تودانش آموزسیگاکویی؟                                                  ریوما:آره
تایچی:چه خوب....اممم...منظورم اینه که.....توبرای تشویق اون تازه واردحرفه ای ایچیزن اومدی؟
ریوما:تشویق؟؟پووووووف(مثلانوشیدنیش روتف کرد!)
تایچی:بااینکه یه تازه وارده ولی کارش خیلی درسته...خیلی دلم میخوادبازیش روببینم!
وتیتراژ شروع شد!....
این داستان: "اویشی هدف قرارگرفت"
خوب....اینجامحل برگذاری مسابقاته
ساکونو:باورم نمیشه فوجی سنپای وکاواموراسنپای باختن
توموکا:عیب نداره بازی بعدی مال زوج طلاییه....اوناحتمامیبرن!
اینویی:خیلیم مطمئن نباش،زوجی که میخوان بازوج طلایی بازی کنن همون زوج پارسال مینامی وهیگاشیکاتاهستن....فقط امیدوارم اویشی خودشو نبازه
خوووب بهتره بریم یه سربه ریومابزنیم....اون پسره تایچی هنوزپیش ریوماست
تایچی:واااای باورم نمیشه اون تازع واردهمش151سانتی مترقدشه!تقریباهم قدمنه!فکرمیکردم هم قدآکوتسو سنپای باشه!
ریوما:ها؟                                                              تایچی:هیچی ولش کن
تایچی اومدباریومادست دادتاازش خداحافظی کنه وگفت:بابت کمک ازت ممنونم....هیچ فکرنمیکردم اون تازه واردانقدرقدکوتاه باشه!
ریوما:توتوی باشگاه تنیسی؟
تایچی:یه جورایی،من بازیکن نیستم من مدیرم.....راستش من خیلی کوچولوام!
ریوما کون!!!!
این صدای خانم شیبا بودکه داشت ازدورمیومد سمت ریوما
شیبا:باورم نمیشه انقدربیخیالی!زودباش بازی اویشی الان شروع میشه!
تایچی:ریوما؟                                                            ریوما:خیله خوب فهمیدم
وازجاش بلندشدوکلاهشوسرش کرد وبعدگرمکنش روپوشید

تایچی:فقط زل زده بود.....                                           ریوما:تنیس فقط قدبلندبودن نیست!
وبعدخیلی ریلکس رفت سمت زمین بازی....
شیبا:خوب دیگه آقای اینوئه ماهم بایدبریم.....وااااای!
چیشد؟؟.....شیباچی دیدکه انقدرشوکه شد؟
درست روبه روی شیبا واینوئه نانجیرو داشت برای خودش ول میچرخید!!

شیبا:باورم نمیشه اون پیرمردمنحرف اینجاس!!!منکه هیچی ندیدم!الفرار!
ورفت سمت زمین بازی!
امااینوئه....ظاهرااون ول کن نانجیرو نیست....راه افتاددنبالش!
خوب میریم به زمین بازی بازی اویشی وکیکومارو داره شروع میشه
یکی ازرقیباش به اسم مینامی گفت:خیلی وقته ندیدمت اویشی کون!

اویشی سکوت کرده بود....اماعصبی وجدی به نظرمیرسید!
ایجی باانگشتش یه تلنگربه پیشونی اویشی زدوگفت:وقتی نفس کم آوردم هواموداشته باش!

اویشی یه نفس عمیق کشیدوگفت:باشه،بیاطبق معمول خوب بازی کنیم
باندا:مربی ریوزاکی...ماامسالم جفت دابل هامون رومیبریم!!
مربی باحودش:اون داره منوتحریک میکنه....ولی....شایدم داره اخطارمیکنه....تقویت بازی انفرادی2به وسیله ی اون پسره آکوتسو....
مربی:ببینم بانجی مگه نگفتی ازنظرتوتنیس تفریحه؟
بانجی:چرا الانشم میگم
بازی شروع میشه
مینامی سرومیزنه،ایجی برمیگردونه،هیگاشیکاتا برمیگردونه،اویشی نمیتونه حرکت بکنه واولین امتیازبرای یامابوکی!
اینویی:ازپارسال سریعترشدن!!
مینامی دوباره سرومیزنه،اویشی برمیگردونه،هیگاشیکاتامیزنه،اویشی،مینامی،اویشی و....ادامه داره....
همه ی حملات به سمت اویشیه!
میریم یه سربه نانجیروبزنیم.....گفتم که اینوئه راه افتاددنبالش.....
خوب اون برای نانجیروپونتاخریده ودوتایی باهم روی یه نیمکت نشستن
اینوئه:اومدی بازی ریوماروببینی؟
نانجیرو:کی ریوما؟نه بابا ازبه صدادرآوردن ناقوس خسته شده بودم گفتم بیام یه دوری بزنم!
اینوئه:برای قدم زدن راه خیلی دوری اومدی!
نانجیروازجاش بلندشدو گفت:خوب بزارببینم این اطراف خانوم خوشگل چی پیدامیکنم!!!
ورفت....
اینوئه:اون داره یه چیزی روقایم میکنه!!!
برمیگردیم به بازی....اویشی همچنان داره حملات یامابوکی رودفع میکنه وحسابی ازنفس افتاده....
داور:بازی به نفع یامابوکی:1_0

اینویی:این سبک حمله....سال گذشته هم همینطور بود!
وسال گذشته روبه خاطرآورد....هنگامی که اویشی ویه سال سومی دیگه دربرابرمینامی وهیگاشیکاتا بازی کردن.....اون موقع هم تمام حملات به سمت اون سال سومی بود!وهمین علت باخت سال گذشته بود!
حالانوبت سروایجیه اون سرومیزنه،مینامی برمیگردونه،ایجی میخوادبره سمت تورکه....
اویشی:سرجات بمون ایجی!                                            ایجی سرجاش میمونه
اویشی :ماپارسال باختیم چون من سعی کردم به اون سنپای که بهش حمله شده بودکمک کنم

من هدف اصلی اونانیستم اونامیخوان توروبکشن کنارتاترکیب ماروبهم بزنن پس نبایدخونسردیمون روازدست بدیم!
اویشی بایه ضربه ی آروم توپ روبرمیگردونه،مینامی هم خیلی آروم میزنه و....
حالاتوبت اویشیه!موون وولی!!!

داور:15_0
اویشی:فکرکردین میتونین ماروبه همون شکل پارسال شکست بدین؟
مینامی:تازه داره جالب میشه...
همونطورکه ازاویشی انتظارمیرفت ورق داره برمیگرده
تزوکا:موموشیروبرو خودت روگرم کن                                مومو:چشم
وخواست بره که....
کایدو:حواست باشه خوب خودتوگرم کنی!                      مومو:خودم میدونم لازم نبودبگی
کایدو:فسسسسسس
ریوماهم داشت بازی رونگاه میکردکه....ناگهان چشمش افتادبه اون طرف زمین....آکوتسوبه یه درخت  تکیه داده بودکه تایچی رفت پیشش

تایچی:دادادادام!!ببین چی برات آوردم!
ودفترش رونشون آکوتسوداد....توی دفترش اطلاعاتی که ازریوماجمع کرده بودنوشته شده بود

آکوتسودفترروازتایچی گرفت واون صفحه ش روپاره کرد وگفت:دیگه این کاررونکن!(خوبه همینقدرجوون مردهستی!)
تایچی به نظرناراحت میومد....
آکوتسو:هی تایچی.....من ازاون پسره یه ناهارخوشمزه درست میکنم!
داور:بازی به نفع سیگاکو1_1
بازی خوب پیش میره.....
به نظرمیرسه که مربی بانداحسابی عرق کرده
مربی:چیشده بانجی؟سرحال نیستی؟
یک هوبانجی قلبشومیگیره وآه وناله میکنه......یعنی دچار حمله ی قلبی شده؟؟
مربی هول میشه وباسرعت میادسمت بانجی
مربی:چیشد؟بانجی؟بانجی؟حالت خوبه؟
بانجی روش روبرگردوند وزبونش رودرآوردوگفت:شوخی کردم!!!

مربی:بااااااانجیییییی!!

مربی برگشت سرجاش وبانجی هم مشغول تماشای بازی شد!
بهتره ماهم بازی روببینیم
مینامی بادستش به دوستش علامت میده

هیگاشیکا:فهمیدم مینامی اونجابهترین جاست!
وسروزد....درست به گوشه!،اویشی برگردوند اما......حالاتوی تله افتادن!!
مینامی درست همون جایی ایستاده بودکه توپ داشت میرفت!
مینامی برگردوند وامتیازبه نفع یامابوکی شد
فوجی:یه سبک بازی عالی
اینویی:درسته،باچنین سرویسی اگه بخوای به تورنزنی بایدمستقیم به حریف بزنی
بازی بازهم باسروهیگاشیکاتابه جریان میوفته......وچنددقیقه ی بعد
داور:بازی به نفع یامابوکی2_1 زمیناعوض
سنگوکو:اوووم اونادارن خوب دربرابر جیمی هابازی میکنن.....این بایدبرای جیمی هاسخت باشه....ولی.....اوناالکی جیمی لقب نگرفتن!!! اونازوج شماره یک هستن!!!(نکته:لقب جیمی هادرانگیسی یعنی زوج چیره دست!وولی درژاپنی یعنی زوج ساده لوح!!)
سنگوکوباصدای بلند:جیمی ها!اوضاع چطوره؟؟؟
مینامی وهیگاشیکاتا:اینجوری صدامون نکن!
بانجی:جیمی های ماعالین اونابازی روتوی مشتشون دارن
بازی ادامه پیدامیکنه.....یامابوکی همچنان باعلامت دادن به هم دیگه به بازی ادامه میدن.....سیگاکو4_2عقبه
اویشی:جیمی هاازپارسال خیلی بهترشدن،نمیتونم هیچ نقطه ضعفی پیداکنم....
مینامی میزنه به گوشه سمت راست،اویشی میره که برگردونه...
ایجی:اویشی،بچه خرس ازکدوم ور میوفته؟
اویشی به فکرفرومیره:منظورش چیه؟
هیگاشیکاتا:بچه خرس؟خرس عروسکی؟                 مینامی:گول نخوردارن بهمون کلک میزنن!
اویشی همچنان درفکره:بچه خرس میفته؟؟؟.....آها!یادم اومد اون خرس عروسکی توی خونه ی ایجی!!اون همیشه به یک سمت میوفته!!!...سمت....باشه!!....چپ!!

اویشی میزنه به چپ یه ضربه ی کوتاهه،مینامی میادجلوکه برگردونه 
بانجی:ضربه ی خوبی بود،به جایی بزنی که حریف برای اینکه اوت نزنه مجبورشه توپ روبه سمت کیکومارو بفرسته،وکیکوماروهم ازفرصت استفاده کنه وبرش گردونه....

اما....نقشه ت ایراد داره.....مینامی میتونه درجابه طور مستقیم ضربه بزنه!

ایجی میره سمت راست تابتونه به موقع به توپ برسه،مینامی هم طبق گفته های بانجی به طور مستقیم ضربه میزنه.....درحالی که نیمی اززمین خالیه!!!
اما.....نقشه ی بانجی هم ایراد داره......کیکومارو باآکروباتش میتونه هرضربه ای روبرگردونه!

همه متعجب میشن
ایجی:وقتشه حمله کنیم                                   اویشی:درسته خیلی صبرکردیم
بازی آکروباتیک ازاین لحظه آغازمیشه.....سیگاکوپشت سرهم امتیازارو میگیره
مربی:واست متاسفم بانجی شاگردای مایه سروگردن بالاترن،همین آکروبات کیکوماروئه که باعث شده بهشون ببگن زوج طلایی
داور:برنده بازی سیگاکو7_5
جو سیگاکوخیلی جوخوشحالیه همه سرازپانمیشناسن....
اماجو یامابوکی چطوریه.....
بانجی:شمادوتاخیلی خوب بودین بازیتون نقص نداشت ولی ایرادکارتون ازقلبتون بود،این حقیقت که شماپارسال برنده شدین کاردستتون داد،مربی ریوزاکی من واقعادست کم گرفته بودمت....
بانجی شاگرداشوتنهاگذاشت ورفت
مینامی:عیب نداره همیشه دفعه بعدی هم هست
آکوتسو:هی،بابت باختتون ازتون تشکرمیکنم،حالامیتونم اون تازه واردسیگاکورو زجرکش کنم!
خب بیاین یه زنگ تفریح داشته باشیم......میریم پیش نانجیرو....چندتادختراونجان ودارن جیغ زنان فرارمیکنن!
نانجیرو:یعنی چی؟من فقط ازشون خواستم بامن چای بخورن!!اونانبایدجیغ میزدن
بااون قیافه ای که توداری بایدم جیغ میزدن!
نانجیرو روش روبرگردوندوبانجی روپشت سرش دید!!
نانجیرو:خیلی وقته ندیدمت بانجی!
بانجی:البته خیلی وقته،ولی اخلاقیات منحرفانه توهیچ عوض نشده نانجیرو ایچیزن!
نانجیرو:هنوزم رک وبددهنی!                                     بانجی:اومدی بچه ت روتشویق کنی؟
نانجیرو:واسه اون نیومدم
بانجی:این سرنوشت پسرته که باتیم من بازی کنه،البته شایدم من زیادی عمرکردم!!!
نانجیرو:چی میخوای بگی؟
بانجی:من هنوزبازی اون روز یادمه یکی ازبهترین خاطرات زندگیمه!من فقط دلم میخوادبدونم بچه ت چطوربازی میکنه!
وبعدراه افتادورفت
تمام مدتی که نانجیرووبانجی داشتن باهم حرف میزدن اینوئه پشت یه درخت قایم شده بودوحرفاشون رومیشنید!
اینوئه تلفنش روبرداشت وزنگ زد به دفترروزنامه وگفت:هرچه زودترپرونده ی مربی یامابوکی باندا روبرام بفرست!آره ایمیلشون کن!درضمن تمام حریفایی روکه بانداباهاشون روبه روشده روهم چک کن...
خوب اینوئه اومدپیش شیباومنتظرشدتاانفرادی3شروع بشه
سنگوکو:چه بد....ظاهرامن این اوخربدشانس شدم،من بایدتوی انفرادی3بازی کنم ولی چه حیف که باایچیزن بازی نمیکنم
مومو:اهم!ببخشیدکه من ایچیزن نیستم!
سنگوکو:عذرمیخوام،منظوری نداشتم....توموموشیرو هستی درسته؟شنیدم دانک اسمش هات حرف نداره
داور:لطفاتصمیم بگیرین کی سروبزنه
موموراکتش روگذاشت روی زمین وچرخوند
مومو:کدوم؟                                                             سنگوکو:من سرومیزنم
مومو:وقتی قرعه به نامت افتادمیتونی بزنی
سنگوکو:همیشه من سرومیزنم....ولی حالاکه تومیخوای من خشن روانتخاب میکنم
راکت ازحرکت می ایسته ومیخوادبیوفته روی زمین.....داره ازسمت درست روی زمین میوفته.....این یعنی نرم!ومومو میتونه سروبزنه!
اما....وقتی راکت داشت میوفته روی زمین گیرکردبه تور....

وبعدبه یک سمت کج شدوازپهلوافتادروی زمین......راکت چپه افتاد!

سنگوکو:دیدی خشن شد!                                                   موموداره میترکه
هوریو:واای موموسنپای خیلی بدشانسه،اگه میبردمیتونست سروبزنه!
اینویی:حالافهمیدم چرابهش میگن سنگوکوخوش شانس
سنگوکو:سرومال تو!                                                             مومو:ها؟
سنگوکو:داره ازسمت شمال شانس میباره،پس من اون یکی زمین روبرمیدارم وسرو روبهت میدم
همین لحظه تلفن اینوئه زنگ میخوره واونم جواب میده وچندلحظه بعدمیاد
شیبا:زودباش بازی الان شروع میشه
اینوئه:شیبا....این یه داستان خیلی بزرگه!اون میکیابانداقبلامربی مدرسه ی توآرو بوده وهمیشه سیگاکوروشکست میداده،ویک سال سیگاکوازبهترین مهره ش استفاده کرد.....یعنی نانجیروایچیزن!
واین قسمت درهمینجاتموم میشه....
ودرقسمت بعد:
خوب بالاخره نوبت بازی سنگوکو رسید
اون همیشه باشانس برنده بوده.....پس این بایدبازی سختی برای مومو باشه!

قسمت بعدی شاهزاده تنیس:"سنگوکو خوش شانس"

[ یکشنبه 29 شهریور 1394 ] [ 11:28 ] [ fereshte_san (آسوکا) ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب