تبلیغات
prince of tennis - قسمت 48
قسمت 48
ریومامیپره جلوی تور

ریوما:درایوA
ومحکم توپ روبه صورت آکوتسومیکوبونه واون نقش زمین میشه

اینویی:یه درایو وولی ازفاصله ی نزدیک!
ریوما:تونباید تنیس روسرسری بگیری!

وتیتراز شروع میشه.....
بعدازتیتراژمیبینیم که بازی همچنان ادامه داره(حوصله م سررفت4قسمت این بازی طول کشید!)
تزوکا:تنیس ورزشیه که باتکنیک هاوتیزهوشی سروکارداره
ریوما:هی،اگه عین یه مردکاراته تمرین میکردی الان به یه بچه مثل من نمیباختی!
آکوتسو:خفه
تزوکا:قدرت اراده آکوتسو....وشجاعت ایچیزن...هرکدوم قویترباشه کنترل بازی روبه دست میگیره....
این داستان: "لحظه ی سرنوشت ساز"
ریوماامتیازبازی رودردست داره....یعنی فقط بایه امتیازدیگه برنده میشه!
تاکا:اون خوب دربرابرآکوتسوبازی کرد                          آکوتسو:فکرشم نمیکردم تااینجابیای!
ریوما:بالاخره بایدبین من وتوتفاوت وجودداشته باشه!
هوریو:بروووووو!!!ایچیییییزن!!!!                                 کاچیرو:هیس!
هوریو:چرا؟الان حساس ترین لحظه ی بازیه؟؟
کاچیرو:خوب برای همین میگم....این بهترین لحظه س ومن دوست دارم درسکوت تماشاش کنم وبه خاطربسپرمش
کاتسو:درست میگه....                                    هوریو:باوشه.......ایچیییییزن!!!!!بروووووو!!!

اینوئه:مهم نیست چی میشه....همه چی به یه تارموبسته س....موضوع دیگه مهارت نیست....
بازی ادامه داره وآفتاب باشدت به فرق سردوبازیکن میتابه
لحظات حساسیه ویک لحظه غفلت آکوتسوممکنه به باختش منجربشه
آکوتسوسرومیزنه،ریوماباسوپررایزینگ برمیگردونه،آکوتسومیفهمه وبه راحتی برگشتش میزنه،و....ادامه داره
اینویی:دلم میخوادبدونم تاکی میتونه تمرکزش روحفظ کنه
تزوکا:حق بااینوییه....یه جایی ممکنه تمرکزش روازدست بده....درست مثل یه ریسمان که تاآخرین درجه کشیده شده....وهرلحظه که میگذره احتمال پاره شدنش بیتشرمیشه
ریومایه  توپ دیگه روهم برگشت میزنه
ریوما:راستی....یادم رفته بودمن بهت یه چیزایی بدهکارم!
ریوما:اول مال کاوامورا سنپای!

ویه ضربه ی دیگه میزنه
ریوما:دوم آرایی که حسابی کتکش زدی!

ویه ضربه ی دیگه میزنه
ریوما:تازه....به منم سنگ پرت کردی!!
ویه درایوAمیزنه!
آکوتسو:ایناردیگه برش میگردونم!
آکوتسوسرجاش میپره وبه شکلی عجیب توپوبرمیگردونه

توپ به سمت ریومامیره و.....اون آماده س که یه ضربه باتمام قدرت بزنه!!

وچندلحظه ی بعد..............توپ به آرومی به لبه ی تورمیخوره وخیلی آروم توی زمین اکوتسو به زمین میوفته!
یه دراپ وولی!!چیزی که کاملاخلاف انتظارآکوتسوبود!

داور:برنده ی بازی ایچیزن
آکوتسومیادسمت تورویقه ی ایچیزن ومیگیره واززمین بلندش میکنه!

ریوما:من بردم!............البته توهم بدنبودی...

آکوتسویقه ی ریوماروول کرد وخنده کنان زمین بازی روترک کرد....
بانجی:مربی ریوزاکی....کارت خوب بود                       مربی:من که نبردم....شاگردام بردن
بانجی:حالابه هرحال،این یه تجربه ی خوب برای یامابوکی بود،مابه زودی شکستتون میدیم
مربی:باندا بازی امروزثابت کردکه تنیس چیزی جزیه سرگرمی نیست                   باندا:البته
بیرون زمین.....همه ی بچه هادور ریوماروگرفتن ودارن بهش تبریک میگن وتشویقش میکنن
اینویی:بهترین چیزبرای یه بدن خسته نوشیدنی اینوییه!

ریوما:مرسی میل ندارم!
کمی اون طرف تراینوئه،تاچیبانا وخواهرش ایستادن ومشغول تماشای تیم سیگاکوهستن
آن:عجب پسریه....
اینوئه:میگم فودومینه که قرارنیست کناربکشه درسته؟کونبرس ومک انرو،گیلبرت ولندل،ناوارتیلو و جف،سامپراس وآقاسی،داونپورت وونوس....تنیس هنوزهم جذابه چونکه....رقابت همچنان ادامه داره! (الان اسم چندتاازتنیسورهای معروف جهان روگفت که وجودواقعی دارن!!)
اینوئه دستش روکردتوی کیفش وازتوش یه بطری آب درآورد وداد به آن

اینوئه:بیااین همون نوشیدنیه که بهم دادی خوشحالم که پست دادم فقط دعاکن هنوزخنک باشه(این مثلاهمون نوشیدنیه که موقع بازی سیگاکو و فودومینه بهش داد)
اینوئه:امیدوارم دفعه ی بعدباقدرت بیشتری ظاهربیشن مشتاقانه منتظراون روزم
تاچیبانا:ازلطفتون ممنون
وازهم خداحافظی کردن و اینوئه رفت
کمی اون طرف ترجاییکه تیم یامابوکی قرارداره.....آکوتسومیره پیش هم تیمی هاش سنگوکووتایچی میدون سمتش
سنگوکو:عیب نداره خودتوناراحت نکن
بانجی:بایدخیلی ناراحت باشی،چون این اولین باریه که میبازی...اماوقتی به یک دیوارضربه بزنی معنیش اینه که میتونی ازش عبورکنی....نظرخودت چیه؟تنیس اونقدرام یک نواخت نی...
آکوتسوپریدوسط حرفش وگفت:کسل کننده س.من ازبازیهای پیش پاافتاده خوشم نمیادبازی بااون عوضی برای هفت پشتم بس بود...من کنارمیکشم
ایناروگفت ورفت
کمی دورترتوی یه آلاچیق اعضای تیم سیگاکونشستن
اینویی:چی؟دوست دخترت نبود؟                                   مومو:شوخی میکنی...
تاکا:منکه سعی کردم بهتون بگم خودتون نذاشتین            اینویی:پس اون کی بود؟
تاکا:یوکی چان مامان آکوتسوبود

همه:؟؟؟؟
ایجی:ولی مگه تواونو باچان صدانکردی؟(نکته:وقتی کسی کوچیکترازشماباشه میشه بهش بگی چان)
تاکا:خوب اگه بهش نگم چان عصبانی میشه                            مومو:مگه چندسالشه؟
تاکا:33سالشه                                                اینویی:الهی چه مامان جوونی (دقیقا!)
ایجی:همون بودبادختراشتباه گرفتیمش....
کمی بعد.....تمام تیم های شرکت کننده درمسابقه یه جاجمع شدن

یکی ازمسئولین:هم اکنون اسم مدارس شرکت کننده درفینال مسابقات کانتواعلام میشه برنده ی مسابقات پسران،راهنمایی سیشن گاکوئن
تواین لحظه تزوکابه نمایندگی ازتمام تیم یه قدم جلواومد
مسئول:بعدی تیم یامابوکی ودرجایگاه سوم گینکاقرارداره،جایگاه چهارم فودومینه ودرآخرهیوته برنده ی جایگاه پنجم شد
ناگهان باخونده شدن اسم تیم هیوته صداتشویق هواداران بلندشد.....خوب البته قهرمان پارسال مسابقات بایدم انقدرطرفدارداشته باشه
حالامیدونین این وسط سرکدوم تیم بی کلاه موند؟؟
سنت ردولف!!.....تیم اونایه گوشه ایستادن وباحسرت مشغول تماشای بقیه ی تیم هاهستن
آکازاوا:اونادرسطح ملی هستن....ازآتوبه بایدترسید....قدرتش خیلی زیاده حتی میزوکی هم بهش باخت...تازه اون یکی بازیکنشون جیرو....اون یوتاروظرف15دقیقه شکست داد
این پسره که ظاهرااسمش جیروست:واااای چقدرخوابم میاد....(به قیافه ش که نمیخوره بازیش خوب باشه)

خوب دیگه باپایان این مراسم هم این سری مسابقات تکمیلی تموم میشه وتیم های برنده میرن تمرین کنن برای مرحله ی بعد....
غروبه.....ونانجیرو واینوئه ازتوی پارک به غروب دل انگیزشهرخیره شدن

اینوئه:ریومابرد.....هنوزم میگی مادا مادا دانه؟                            نانجیرو:چی توکله ته؟
اینوئه:هیچی                                                                         نانجیرو:راستشوبگو....!
اینوئه:راستش....بعدازبازی امروزحس کردم که یک بادی شروع به وزیدن کرده....این اواخرتنیسورهای ژاپنی خیلی در سطح جهانی مطرح نشدن،شایدبرای این باشه که دیگه بازیکنایی مثل تورونداریم
نانجیرو:توی تنیس ملیت مهم نیست.چیزی که مهمه قوی وضعیف بودن طرفه
اینوئه:فکرمیکنی ریومابتونه تاسطح جهانی بره؟
نانجیروپس ازچندثانیه تفکر.....:........هاااار هااااار هااااار......هنوزخیلی مونده!.....خیلی!! 
اون ایناروگفت وقدم زنان از اینوئه دورشد
بهتره بریم یه سری به محل برگذذاری مسابقات بزنیم....آکوتسووسایلش روجمع کرده وداره میره که.....
تایچی میاددنبالش ومانع رفتنش میشه

تایچی:واقعامیخوای ازباشگاه تنیس بری؟تویه بازیکن قدبلندباعضلات ورزیده ای....توچیزی هستی که من هیچوقت نمیتونم باشم....آخه برای چی میخوای بری؟؟خواهش میکنم بمون....
و ناگهان زد زیرگریه (آخی دلم واسش سوخت....بمون دیگه...)
آکوتسویه نگاه به چهره ونگاه معصومانه ی تایچی انداخت
آکوتسو:تایچی،تاوقتی که بدن نحیف خودتوبامن مقایسه کنی به هیچ جایی نمیرسی
وبعدبه ریوماکه داشت ازاون دورابه سمتشون میومداشاره کردوگفت:این چیزیه که بایددنبالش باشی....

آکوتسو:اون منتظرته....تابعد....                                             اون ایناروگفت ورفت
تایچی به زوراشکاشوپاک کرد وگفت:آکوتسو،من میخوام توی زمین به عنوان یه بازیکن حضورداشته باشم....درواقع حضورپیدامیکنم!
همون لحظه ریومااومدکنارتایچی
تایچی:ایچیزن،من ازمدیریت استعفامیدم ویه بازیکن میشم ویه روز باهات مسابقه میدم!
ریوما:تااون روزخیلی مونده....
تایچی ازریوماعذرخواهی کرد و با دو ازش دورشد....
کمی بعد....ریوماتوی خونه توی زمین تنیسه وباباش هم روبه روشه
نانجیرو:فقط به خاطراینکه تومسابقات تکمیلی برنده شدی به خودت مغرورنشو!
ریوما:بابا....اشکت رو درمیارم!                                                 نانجیرو:که این طور
نانجیروسرو زد،ریومابرگردوند و.....یه بازی دیگه بین پدروپسراغازشد....

وپایااااان.....
ودرقسمت بعد:
خوب بالاخره بازی بایامابوکی هم تموم شد وسیگاکوبرنده ی مسابقات تکمیلی شد
ازحالابه بعدبچه هابایدسخت ترتلاش کنن
تازه قراره بایه بازیکن جدیدآشنابشیم!
قسمت بعدی شاهزاده تنیس: "شیوه ی متفاوتی ازجنگ"

[ پنجشنبه 30 مهر 1394 ] [ 11:31 ] [ fereshte_san (آسوکا) ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب