تبلیغات
prince of tennis - قسمت 52
قسمت 52
توپ به زمین اینویی میوفته
هیچکس حرفی نمیزنه همه بهت زده مشغول تماشای اینویی وتزوکاهستن

اویشی:چیشده؟قضیه چیه؟
تزوکاباخونسردی به انتهای زمین برگشت
تزوکا:خوب اینویی....بازی هنوزتموم نشده.....بیاادامه بدیم.

وتیتراژ.....
این داستان: "بزرگ ترین بحران سیگاکو"
اویشی:تاکاسان،الان چه اتفاقی افتاد؟                            تاکا:ام....خب...
تزوکاتوپ روبالامیندازه وسرو میزنه....توپ دقیقا درگوشه ی زمین به زمین میخوره

کاچیرو:توپ کاپیتان تزوکادقیقا گوشه ی زمین بود!
اینویی برمیگردونه،تزوکامیزنه

اینویی

تزوکاو....ادامه داره

کاتسو:داره به اینویی فشارمیاد
کاچیرو:احتمالاکاپیتان تزوکام همین قصدوداره
تزوکاحمله میکنه و اینویی حملات تزوکارودفع میکنه
اویشی:آهاحالافهمیدم...ازاون موقع تزوکاجدی بازی نمیکرد درسته که اینویی تلاش زیادی کرده ولی اگه توپاش برگشت زده بشه ش
هیچ شانسی برای پیروزی نداره....همینم ازتزوکاانتظارمیرفت
تاکا:اینطوری نیست اویشی!دقیق ترنگاه کن!
حالاکه همه دقیق شدن بهتره ماهم بادقت یه نگاه به بازی بندازیم
به تزوکا!!.....یه چیزاین وسط هست که عجیبه!

اینوئه باخودش:فوق العاده س....اون دیگه ازسطح دانش آموزای راهنمایی عبورکرده!
تزوکابدون اینکه ازسرجاش تکون بخوره توپ روبرمیگردونه!

ناگهان اینوئه وشیبابه یادنانجیروایچیزن میوفتن!

اماچرا؟.....شاید.....برای اینه که یه چیزی این وسط آشناس!


شیبا:من قبلااین حرکتودیدم
اینوئه:درسته این همون کاریه که نانجیرووقتی باهام بازی کردانجام داد
ساکونو:منظورتون چیه؟                                       اینوئه:به ردپای تزوکا کون نگاه کن
همه ی نگاه هابه پاهای تزوکاجلب شد....وتواین لحظه....تازه دوهزاری اویشی جاافتاد!!
تزوکا.....توی یه محوطه ی دایره ای که توسط ردپاهاش وحرکتش توی این محدوده ایجادشده ایستاده!!
اینوئه:تزوکاحتی یه قدم هم ازاون محدوده خارج نشده!

کاچیرو:چنین کاری ممکنه؟؟
مربی:وقتی چنین کاری ممکن بشه....نشون میده که چقدراون قویه!
اینویی:حتی بااینکه میدونم...حتی بااینکه میتونم پیش بینی کنم....انگارهمه ی توپایی که میزنم میره سمت تزوکا!!یعنی میتونه چرخش توپاروکنترل کنه؟یعنی میتونه منومجبورکنه توپوهمونجایی بفرستم که اون میخواد؟.....من بارهاباتزوکابازی کردم....این.....این قدرت واقعی تزوکاست!!
اینویی میزنه،توپ قوس برمیداره وبه سمت تزوکامیره.....تزوکابه راحتی برش میگردونه

مربی:این چیزیه که بهش میگن "محدوده ی تزوکا"
اینویی میزنه،تزوکاآماده س که برگردونه.....اما ناگهان اینویی متوجه یه چیزی میشه....راکتش 3میلیمترپایین ترازحالت عادیه!

پس این یه دراپ شاته!!اینویی باتمام سرعت میره جلوی تور!
اینویی:بازهم جریان بازی روبه دست میگیرم!!                    ریوما:خودشه!!
فوجی خطاب به تازه واردا:خوب نگاه کنین،این برگ برنده ی تزوکاباتمام قواست...نمیشه به راحتی تشخیصش داد
تزوکامیزنه،اینویی جلوی تورمنتظرتوپه....

توپ به آرومی ازتورمیگذره وبه زمین میوفته...اما......اززمین بلندنمیشه!....وخیلی آروم به سمت تورقل میخوره!...

هیچکس نمیتونه حرفی بزنه.....درواقع کسی حرفی نداره که درمورداین بازی فوق العاده بزنه....
کم کم هواروبه غروب میره.....تزوکاجلومیادوتوپ روازتوی زمین اینویی برمیداره
تزوکا:حالا....بیابدون هیچ پشیمونی بازی بکنیم
فوجی:این کاپیتان سیگاکوئه،کونیمیتسو تزوکا!

اماتوی این لحظه که همه درگیربازی تزوکاواینویی هستن...موموشیروتوی رختکنه....

گرمکن حرفه ایش رودرمیاره وتوی کمدمیزاره ومیره.

....سه روز بعد....راهنمایی سیگاکو.....سالن غذاخوری....حین ناهار!!
هوریو:وااااای مسابقات رده بندی این بارفوق العاده بودازاون امتیازکاپیتان دیگه امتیازازدست ندادوبرنده شد!همونطوری که ازکاپیتان تزوکاانتظارمیرفت
کاچیرو:درسته،کاپیتان تزوکاکارش واقعادرسته              کاتسو:امااینویی سنپای هم خوب بود
کاچیرو:ازایناگذشته،نمیدونم چه اتفاقی برای موموچان سنپای افتاده
کاتسو:امروز برای تمرین صبحگاه نیومد،الان 3روزه که باشگاه نمیاد!
کاچیرو:اینکه دیگه حرفه ای نیست برای شوک بزرگی بوده
هوریو:شایدم...میخوادباشگاه روترک کنه...                              کاچیرو:چی میگی؟؟
هوریو:خودتم خوب میدونی موموچان سنپای همون روز گرمکنش روتحویل داد...به نظرت این یه علامت برای ترک باشگاه نیست؟

کاتسو:نه.....ریوماتوچی فکرمیکنی؟حال موموچان سنپای خوبه؟           ریوما:خدامیدونه...
کاچیرو:چی داری میگی توکه خیلی باهاش نزدیک بودی....اصلانگرانش نیستی؟؟
ریوما:نه نیستم.به هرحال اون دیریازود برمیگرده.....تصمیم به عهده ی خودشه....
ریوماغذاشوتموم کردوبلندشد رفت
هوریو:ایچیزن خیلی بیخیاله ماداریم درموردموموچان سنپای حرف میزنیم
اویشی:آهای تازه واردا!!!!وقتی انقدربلندبلندحرف میزنین یعنی که اصلابه بقیه اهمیت نمیدین!!
هوریو،کاچیرو وکاتسو:ببخشید                             اویشی:عیب نداره

اویشی هم رفت یه جابشینه ناهاربخوره
هوریو:واااای.....یه لحظه فکرکردم الانه که کتک بخورم
کاچیرو:نه بابا اویشی سنپای خیلی مهربونه امکان نداره همچین کاری بکنه
کاتسو:درسته اگه کایدوبود قضیه فرق میکرد                                     هوریو:درسته...
کایدو ازمیزبغل:چی گفتی؟                                                           بچه ها:هیچی!!
وهمگی فرارکردن...
امابشنوین ازریوما....اون بعدازاینکه غذاش روتموم کرد ازغذاخوری رفت بیرون....اماالان کجاست؟
الان روی پشت بوم مدرسه زیراشعه ی گرم آفتاب درازکشیده....بعدازچندلحظه ازجاش بلندمیشه وازبالای پشت بوم به منظره ی پایین خیره میشه...
وکناریه دریاچه....یه آدم آشنارومیبینه....(تومدرسه شون دریاچه دارن؟؟؟؟)

حالادیگه مطمئنه که موموشیروحالش خوبه                             ریوما:مادامادا دانه

یک هوساکونووتوموکاویه دختردیگه واردپشت بوم میشن

اون دختر:وااای ممنون ازنوه ی مربی ریوزاکی همین انتظارمیرفت....ایچیزن زودباش انگاریادت رفته کلاس داری!!بدومعلم داره دنبالت میگرده!
ریوماباعجله ازجاش بلندشد                                       ریوما:ممنون.
وخیلی سریع رفت سرکلاسش                                   توموکا:درساتوخوب بخونی ریوما!!!
ساکونورفت جلوودرست همونجایی که ریومانشسته بود ایستاد وچشمش به موموشیروافتاد که داره برای خودش میچرخه....
ساکونو:پس ریوماواقعانگرانه...
خوب بهتره برگردیم پیش سال اولی هامون.....اونابعدازاینکه کایدورودیدن جیم زدن وهنوز درحال دویدن هستن....تااینکه به فروشگاه مدرسه میرسن
اماتوشلوغی فروشگاه....موموشیرو رومیبینن!!

موموباخنده:همشوبخورین تازه واردا!!
وناگهان موموشیرومحوشد....درسته اون فقط یه خیال بود....
یه غم کوچکی برای چندلحظه بچه هاروگرفت....
چی کارمیکنین؟
این صدای ایجیه که درست پشت سربچه هاایستاده
بچه هابرای ایجی قضیه ی موموشیروروتعریف میکنن.....
ایجی:خوب...این درسته که موموشیرواین اواخرنیومده برای همینم باشگاه حسابی سوت وکورشده وهرجوربخوای به این قضیه نگاه کنی بازم غیرعادی به نظرمیاد....امااین افق دیدش روگسترده ترمیکنه....تجربه ی ازدست دادن جایگاه حرفه ای هاچیزیه که فقط فوجی وتزوکاندارنش...و این رفتارموموبرای یه همچین موضوع کوچیکی احمقانه س!!
امابشنویدازاویشی....اون که نگران موموشیروست برای اینکه یه حالی ازش بپرسه میره به کلاسش
اویشی:موموشیرواینجاست؟اهای آرایی،ایکدا!!
آرایی:واای اویشی سنپای!موموشیروموقع کلاس اینجابود ولی موقع ناهاررفت...میخوای براش پیغام بزاری؟
اویشی:نه.بازم میام
وخواست بره که باصحنه ی زیر روبه روشد:

دخترا:ماطرفدارای اویشی سنپای هستیم لطفابهمون امضابدین!!! (یاابوالفضل!)
آرایی:آهای چه خبرتونه؟
یکی ازدخترا:خوب ماکه نمیتونیم بریم توکلاس بزرگترا تازه موقع تمرینای باشگاهم نمیتونیم تشویقش کنیم
وآرایی ازحسادت ترکیدواویشی موندواین همه دختر....
خوب مدرسه تموم شده ووقت تمرینات باشگاهه...بچه هادارن طبق معمول تمرین میکنن
امایه نفردیگه هم اینجاست که مال باشگاه مانیست!!.....اون بانجیه!!
بانجی کمی تمرین کردن بچه هاروتماشامیکنه وبعدمیره....
هوریو:خوب دیگه نوبتیم که باشه نوبت مسابقات منطقه ای کانتوئه
کاتسو:حرفه ای هادارن خودشونوآماده میکنن
کاچیرو:درسته اما....موموچان سنپای....امروزم نمیخوادبیاد؟
همون لحظه ریوماهم واردباشگاه میشه                          کاتسو:ریوماموموچان روندیدی؟
ریوما:شاید...                                                             کاچیرو:اون اصلانگران نیست....
کایدو:آهای اگه میخوای چرت وپرت بگی بهتره قبلش بری توپاروجمع کنی!! (حرف حساب)
اویشی میخوادضربه بزنه اما....توپومیزنه به تور!
اویشی:اهای تازه وارداتشویقم کنین!!                تازه واردا:سیگاکو!!بجنگ!!بجنگ!!بجنگ!!
خوب دیگه دراین لحظه اینویی هم باگرمکن سفیدوآبی حرفه ایش به جمع حرفه ای هاملحق میشه
اینویی:اویشی خیلی به هم ریخته به نظرمیاد
فوجی:درسته،اون دوبرابربیشترازبقیه نگران باشگاهه...اون نگران موموئه
اینویی بدون اینکه به حرفای فوجی گوش کنه راه افتادورفت سمت ریوماکه داشت خودشوگرم میکرد

ریوما:چیه؟                             اینویی:اگه برای گرم کردن یارنداری میخوای بامن بازی کنی؟
ریوما:ممنونم.امافکراون نوشیدنی سبزیجات روازسرت بیرون کن!(یعنی موندم چیجوریه که اینویی روی وسایلش عکس خودشومیکشه؟؟؟؟)

اینویی:حیف شد....
ریوماواینویی رفتن تاباهم تمرین کنن
تاکا:اوهوک ازهمین الان اینویی جمع آوری اطلاعاتشوشروع  کرده!
ایجی:وااااای ازاینجامیتونم ببینم که اینویی گرمکن حرفه ای هاروپوشیده....ای دادبیداد مومو امروزم نیومده....حتماازوقتی که ازحرفه ای بودن افتاده افسرده شده
اویشی:ایجی اینطوری حرف نزن
ایجی:به نظرم دیدن مومواونم وقتی که یه گرمکن عادی تنه شه حسابی دیدن داره
واین جمله انگارکه سطل آب سردی بودکه برکله ی اویشی خالی شد...
اویشی فریادزد:ایجی این خیلی بی رحمیه!!!
ایجی:چی شده اویشی؟چرایه هوقاط زدی؟
ایجی برای اینکه اویشی روآروم  کنه اومدسمتش و.....ناگهان زدزیرخنده
ایجی:واااای اویشی!!!پیرهنت روچپه پوشیدی!!!چقدرخجالت آوره!!

خنده های ایجی خون اویشی روبه جوش آوردواونم  کنترلش روازدست داد وایجی رو زد!!
ایجی نقش زمین شد....اویشی رفت سمت ایجی وخواست کمکش کنه که بلندشه اما ایجی دست اویشی روپس زد

وفریادزد:حالامن عصبانیم!!!من بایه همچین آدمی هم گروه نمیشم!!
تاکا:هی کیکومارو،اویشی شمادوتاباید توی مسابقات آینده دابل بازی کنین
ایجی:نه دیگه،ترکیب بی ترکیب!معامله انجام شد!!
اویشی:اگه ایجی اینطورمیخواد کاریش نمیشه کرد
تاکا:اویشی؟تودیگه چرا؟یکم آروم باش...
اینویی:امابه نظرمن این موضوع خیلیم جالبه                         تاکا:اینویی توهم؟؟
اینویی:درسته که اویشی وکیکومارو زوج طلایی روتشکیل میدن اماآدم که نمیتونه همه چی روپیش بینی کنه...بدنیس هرازچندگاهی شریک دابلتون روعوض کنی
ایجی ازخداخداسته:خیله خوب!پس من بابچه مون تیم دابل تشکیل میدم!بچه جون بیااینجاهم تیمی من شو!
ریومایه نگاه به اعضای باشگاه انداخت وگفت:ای بابا....مثل اینکه چاره ای نیست...
اینویی:پس اویشی هم.....باکایدوهم تیمی میشه!!
ریومارفت پیش ایجی کایدوهم ازسرناچاری رفت پیش اویشی
ایجی:هورا!بچه مون!!                                            وریومارویه بغل خفه کننده کرد!
اویشی:روت حساب میکنم کایدو
وضعیت ریوماوکایدو:

خوب حالادوتیم توی زمین وآماده ی شروع مسابقه هستند
تاکا:به نظرت جلوشون روبگیریم؟
فوجی:ولی من دلم میخوادبدونم آخرش چی میشه...
اینویی(که مثلاداوره):بازی سرویس زوج کیکومارو وایچیزن
کیکومارو:خوب بچه جون بیااویشی روله کنیم!!
ریوماسرومیزنه....این یه سروتوییسته!،اویشی برمیگردونه...
ایجی:واااای جدی بازی کن بچه!!                               ریوما:لازم نبودبگی...
ایجی توپ روبرمیگردونه                                           ایجی:من ازتوهم متنفرم کایدو!!
کایدومیره جلو وماربومرنگ میزنه!!                             اینویی:اوت! 15_0
ایجی:ایول!حقت بود!                                             اویشی:ایجی خودتوکنترل کن!
ایجی:چیه؟؟؟چون من یه امتیازگرفتم توحسودیت شد؟؟         اویشی:نه خیرم!

ایجی:چراهمینه!!                  اویشی:چیزی که توالان گفتی برای کایدوناراحت کننده س!
ایجی:توعرضه نداری باواقعیت روبه روشی!!
دعوااونم توی زمین؟
این صدای تزوکاست...که تواین لحظه واردزمین شده وداره اویشی وایجی رومعاخذه میکنه

اویشی:تزوکا....                                  ایجی:ای وای...
اویشی:میدونی...راستش...                 تزوکا:اویشی،کیکومارو...20 دور دورزمین بدوین!
ایجی:لعنتی....همش تقصیرتوئه اویشی!
وهردوشروع کردن به دویدن
هوریو:وای دعواشون داره جدی میشه                  کاچیرو:نکنه یه وقت ازهم جدابشن...
کاتسو:رقابت های کانتوداره شروع میشه وموموچان سنپای هم هنوزپیداش نشده...(این موموهم دردسری شده برای خودش ها!!)
بهتره یه سربه اینویی بزنیم....اون یه گوشه نشسته وداره بااطلاعاتش کیف میکنه
فوجی:چه جوراطلاعاتی گیرت اومد؟                                اینویی:یه.....را.....زه!
بهتره یه سربه دفترمربی ریوزاکی بزنیم
بانجی:فکرنمیکنی که قویترازاونیه که بایدباشه؟تزوکا کونیمیتسو کون رومیگم.....داره حروم میشه...

مربی:باگفتن این کلمات میخوای سیگاکوروضعیف کنی؟
بانجی:خب....راستش ازوقتی که آکوتسوکون کنارکشیده توتیممون خلاایجادشده....پس....میشه ایچیزن کون روبدی به من؟ (چه راحت هرچی میخوادرومیگه)
مربی:هرگز پیرمردخرفت!
بانجی:پس فعلالطف کن واین پاکت روبه تزوکاکون برسون.....من میرم تامخ یه نفردیگه روهم بزنم (مخ آکوتسورو!)

وازجاش بلندشدورفت
ومربی موندویه پاکت که بانجی براش گذاشته بود

مربی:تحصیل دانش آموزان ممتازدرخارج ازکشور....خودم ازقبل میدونستم.....نبوغ تزوکا....
وتمااااام.....
ودرقسمت بعد:
خوب دیدیم که موموشیروبعداز اینکه ازحرفه ای بودن افتاددیگه به تمرینات باشگاه نرفت
امااون داره چیکارمیکنه؟
داره برای خودش تنهاتمرین میکنه ومیخوادهمه روشکست بده
این اون موموشیروی همیشگی نیست
تازه ظاهرابابچه های تیم هیوته هم میخواددرگیرشه!
قسمت بعدی شاهزاده تنیس: "مومو برمیگرده"

[ چهارشنبه 27 آبان 1394 ] [ 16:29 ] [ fereshte_san (آسوکا) ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب