قسمت 14
سلام بچه ها بیوگرافی کایدو وتاکاسانروهم تغییراتی دادم
رحلت امام خمینی رهبر انقلاب اسلامی روهم به همه ی مردم ایران تسلیت میگم
راستی بچه هاخیلی جالبه این پست قسمت 14هستش امروزم 14خرداده
بفرمایین قسمت 14:
یکی ازبازیکنان تیم فودومینه به نام ساکورایی حین بازی باخودش میگه:مابرنده میشیم

وضربه میزنه
فوجی میخوادکه توپوبرگردونه باخودش میگه:اوناروحیه ی بالایی دارن...این امتیاز نتیجه ی بازی رومشخص میکنه...من خردشون میکنم!!
وتیتراژ......

این داستان:"بازگشت پرستو"
فوجی وتزوکا دارن بازی یکی ازتیم هارونگاه میکنن
فوجی:مابعدازناهار باتیم میزونوهوچی مسابقه داریم               تزوکا:اره
تزوکا وفوجی....این صدای پسری بودکه داشت به تزوکا وفوجی نزدیک میشد اون کوکی کیچی کاپیتان تیم کاکینوکی بود

ادامه داد:دارین درمورد دشمنا اطلاعات جمع میکنین؟چیزی دستگیرتون شد؟....راستی تزوکاحالاکه اینجایی...شنیدم درمقابل گیوکورین بازی نکردی!...نه.شایدم نتونستی بازی کنی...
تزوکا:بیابریم فوجی               ودوتایی راهشونوکشیدن که برن
اماکوکی دست بردارنبود...اومدجلو ودست تزوکاروگرفت

گفت:چرابازوت رونشونم نمیدی؟حتمادلیلی برای پنهان کردنش داری؟
تزوکا یه نگاه به پسره انداخت وگفت: بریم!
کوکی دست تزوکا روتودستش فشارداد                   تزوکاهم اصلااعتنانکرد و آرنجش رو ازتوی دست کوکی بیرون کشیدورفت
کوکی باخودش:تزوکا!صبرکن وببین!

چنددقیقه ی بعدتوی زمین،بازی بین فودومینه وکاکینوکی تموم میشه
داور:بازی ومسابقه تمام شدبرنده فودومینه

کوکی که بازی روباخته میگه:امکان نداره!!چطورمیتونن انقدرقوی باشن؟
میریم پیش تیم سیگاکو خانم شیباوساکونوهم اونجان
مومو:چی؟کاکینوکی باخت؟امکان نداره اونا خیلی کارشون خوب بود!
هوریو:واقعیت داره خودم ازروی بورد خوندم
همه ی اعضای تیم ازاین موضوع تعجب کردن
اویشی:پس فینال باکی مسابقه میدیم؟                        کاتسو:راهنمایی فودومینه
کاوامورا:فودومینه؟همونی که پارسال انصراف داد؟       
یکم اونطرف تر ازبچه هایه حوض ویه فواره است آقای اینوئه پشت اون حوض نشسته وداره باتلفن حرف میزنه ویه چیزایی یادداشت میکنه

اینوئه:فهمیدم اوناپارسال انصراف دادن...ممنون                 وتلفن روقطع کرد
اینوئه به چیزایی که نوشته بودنگاه کرد وباخودش فکرکرد:انصراف....کاپیتان فعلی تاچیباناکیپی...درگیرسانحه....خشونت..

وسایلش روجمع کردوازجاش بلند شدورفت
دراین لحظه اینویی پیداش شدگفت:رفتم ویه نگاهی به بازی فودومینه انداختم،اوناکاملابافودومینه ی پارسال فرق دارن.... همه ی اعضای حرفه ایشون باراولشونه که تومسابقات شرکت میکنن ولی کاپیتانشون باردومشه،کلیدموفقیتشون همون کاپیتانشونه که اسمش کیپی تاچیباناست....درضمن 6بازیکن سال دومی ناشناس ازفودومینه هم کاکینوکی روتونستن شکست بدن
فوجی:بااین حساب فینال آسونی نخواهیم داشت
هوریو:ولی سیگاکواوناروشکست میده وقهرمان میشه
کاتسو:هوریو....                            هوریو:بزارحرفموبزنم...سیگاکوبه یه تیم بی نام ونشون نمیبازه!
کاتسو:هوریو....                            هوریو:چته چراضدحال میزنی؟
هوریوتااین حرف روزد چشمش افتاد به.....فودومینه!!!اعضای تیم فودومینه درست کنارهوریوایستاده بودن



همه جاروسکوت فراگرفته.............دوکاپیتان رودرروی هم قرارمیگیرند
پسری که موهای کوتاهی داشت:توتزوکا ازسیگاکوهستی؟                     تزوکا:درسته
همون پسره:من کاپیتان تاچیبانا ازتیم فودومینه هستم....مشتاق مسابقه باشمام
تزوکا:منم                                                    وهردوکاپیتان به هم دست دادن

کاچیرو:وای قلبم  داشت وایمیستاد...اوناقوی به نظر میرسن
ولی هوریوکحاست                           کاچیرو:هوریو...رو زمین چیکارمیکنی؟
هوریو که روی زمین ولوشده بود:من....خیلی ترسیدم....
تیم فودومینه داشت میرفت....امایکی ازاعضاش داشت یه کارعجیب وغریبی میکرد....اون داشت توپو روی لبه ی راکتش بالاو پایین مینداخت

کاچیرو:اون حتی نگاه هم نمیکنه داره مهارتش روبه رخ میکشه
اما.....یکی دیگه هم هست که ازین کارابلده......اون کسی نیست جز....ریوما!

ریوماروی نیمکت نشسته وداره نوشیدنی پونتا میخوره....ودرآن واحد داره روی لبه ی راکتش توپ روبالاوپایین میندازه
هوریو:اون داره تحریکشون میکنه
اینویی:بازیکن ذخیره بودن حسابی کلافه ش کرده
خوب همه ی بازیکنا کنار زمین جمع شدن

مربی:میدونین که فینال بافودومینه رودررو میشیم...واونا بابقیه ی رقیباتون خیلی فرق دارن           همه:بله
مربی:خیله خوب.....دابل 2:فوجی وکاوامورا،برین وباپیروزی برگردین!،دابل1:اویشی وکیکومارو،انفرادی3:کایدو،حواست باشه نبازی!،انفرادی2:ریوما،تلاشتو بکن!،ودرنهایت انفرادی1:تزوکا
بچه هامیان تو زمین بازی داره شروع میشه اما....اقای اینوئه داره باتلفن حرف میزنه
اینوئه:من میخوام نتایج بازیهای فودومینه روبدونم....چرامدرسه روترک کردی؟الو؟الو؟.....خوب خوب تلفن قطع شد حتی مربی قبلی هم حرفی نمیزنه
یک هوآن تاچیبانا هم که کنارآقای اینوئه بودوداشت نوشیدنی میخرید گفت:آقاشماگزارشگرمجله ی تنیس هستین؟

اینوئه:بله ازکجافهمیدی؟           آن:خودت الان پای تلفن گفتی!داری درمورد فودومینه تحقیق میکنی؟
اینوئه:آره ازش چی میدونی؟     آن:تیم فودومینه ی فعلی خیلی قویه!
نوشیدنی ای روکه توی دستش بودتکون دادودرون نوشیدنی حباب های گازدیده شدگفت:اونامثل این سرکه ی سیب هستن...
ازبیرون درمورد اوناچیزی نمیفهمین ولی ازدرون خیلی قدرت دارن....اونایه چیزدیگه ن

نوشیدنی رو به اینوئه داد ورفت                  اینوئه:صبرکن اسمت؟           
 آن:من آن هستم درضمن خودتو خیلی درگیرش نکن
داور:ست اول بازی ساکورایی ازفودومینه سرو میزنه
ساکورایی سرو میزنه

کاوامورابرمیگردونه،اون یکی عضوتیم فودمینه که یه دستمال سر داره اسمشم ایشیداس برمیگردونه
فوجی هم میزنه،اماساکورایی بایه برگشت تمومش میکنه             داور:30_15
تزوکا:اون یه چرخش محکم داشت                     مربی:اونابایدخیلی خوب باشن که میتونن اینطوری بازی کنن
ریوما عصبیه ودائم داره پاهاشو تکون میده
یکی ازاعضای تیم فودومینه که موهای قرمزی داره میگه:سیوسکه فوجی توی دابل 2هستش...تاچیبانایکم تومحاسبات اشتباه کردی!

تاچیبانا:بله...چهره ی واقعی فوجی رو وقتی میشه دید که توی انفرادی 2 باشه
یکی دیگه ازاعضای فودومینه:اونافعلا دارن لذت میبرن(منظورهم تیمی هاش) 
تاچیبانا:درست میگی                           وازجاش بلند شدو رفت
ایجی:مگه اون کاپیتان نیست؟اون نبایدحین بازی روی نیمکت باشه؟
اینویی:چه اعتماد به نفسی حتی نگاه هم نمیکنه؟                 مربی:تزوکا بهت توهین شد؟
تزوکا سکوت کرد
سرویس برنگشت!(نکته:هروقت سرویس زده میشه بعدازاینکه توپ به زمین برخورد میکنه اززمین بلند میشه اینجا منظور اینه که توپ بعد از به زمین خوردن از زمین بلند نشد!)همه تعجب کردن
داور:40_15                                           بازی رو رهامیکنیم...تاچیبانا کنارحوض نشسته
اینوئه بااون نوشیدنی سیب پیداش میشه به تاچیبانا میگه:نوشیدنی میخوای؟

تاچیبانا:نه میل ندارم                              اینوئه:توتاچیبانا ازفودومینه هستی؟شماهامثل حباب های توی این بطری هستین!.... اینو یه دختر بهم گفت واینو بهم دادمعنیش چیه؟                        تاچیبانا:چی میخوای؟
اینوئه:چراحالت دفاعی میگیری؟من نه خبرنگارم نه رسواکننده،من فقط یه گزارشگرمعمولی ازمجله ی تنیسم
ادامه داد:من فقط میخوام چندتاسوال بپرسم تاحس کنجکاویم روارضا کنم...درموردحادثه ی خشونت پارسال...

اینارو فراموش کنین!!! بازی مهم تره!
کاوامورا یه ضربه ی محکم میزنه!!ساکورایی برمیگردونه،فوجی،ایشیدا،کاوامورا،ساکورایی.... بازی همینجور ادامه داره
اویشی:فوجی وکاوامورا خیلی زیرفشارن!              ایجی:من ازاینجوربازی هابدم میاد!
اویشی:به این میگن نبرد اراده ها،زوجی که روحیه داشته باشه میبره                  ریوماهمچنان عصبیه!
برمیگردیم پیش اینوئه وتاچیبانا
اینوئه:
قول میدم که راجع بهش مقاله ننویسم،من فقط میخوام رازقدرت پنهان تیم فودمینه روبدونم،من گزارشگر مجله ی تنیسم..پس چیزی روکه به تنیس ربط نداشته باشه نمینویسم....بازیکنای فعلی فودومینه ازبیرون خیلی ساده ان ولی ازدرون خیلی قوین...شاید اتفاق پارسال به این موضوع مربوط بشه...من این طور فکرمیکنم اشتباه میکنم؟توبه مربیت حمله کردی که باعث انصراف فودومینه ازمسابقات شد...این تموم چیزیه که میدونم...ولی به من ربطی نداره...
تاچیبانا:اینوئه سان...بهم قول میدی که مقاله ای درموردش ننویسی؟          اینوئه:بله
یه فلاش بک میکنیم به 6 ماه قبل
توی اتاق مربی تنیس راهنمایی فودومینه سال اولی ها(که همون سال دومی هایی باشن که الان عضو حرفه ای فودومینه ان)جمع شدن ودارن بامربی حرف میزنن

مربی:هان؟میخواین تومسابقات شرکت کنین؟من قول دادم؟
ساکورایی:شماگفتین اگه حرفه ای های باشگاه روشکست بدیم میتونیم بازیکن حرفه ای باشیم
مربی سیگارش روخاموش کرد وگفت:خوب پس...شماتازه واردافقط بایدتوپ جمع کنین!!
دراین لحظه تاچیبانا سرمیرسه ویک کاغذمیده به مربی ومیگه:تاچیباناکیپی هستم سال دومی تازه به این مدرسه منتقل شدم

یه مدت میگذره تازه واردا هنوزهم توپ جمع کنن
یک هویکی ازحرفه ای هایکی ازتازه واردا رومیزنه(همون پسری که موهاش قرمزبود!)اون پسرهم میخوره زمین
دوستاش میان کمکش ومیگن :کامیو ! (اسمش کامیو هستش)

بازیکن حرفه ای اومدجلوش وگفت:سعی نکن مربی روعصبی کنی...شماهاهنوزبایدتمرینای بدنسازی کنین!
تاچیبانا به عنوان راوی این قضیه گفت:نمیتونستم تحمل کنم....مربی که توجه نمیکرد....حرفه ای هاهم بی عرضه بودن وفقط تازه واردا رو اذیت میکردن...به همین خاطر به تازه واردایی که واقعادوست داشتن  تنیس بازی کنن فشارمیومد
یکی ازحرفه ای هاتوپ روباراکت پرت کرد بیرون از زمین ومحدوده ی تور وگفت:توپ جمع کن هاسریعترکارکنن
یکی دیگه شون گفت:بیشتربهمون حال بدین 20 دوردور زمین بدوین!
دراین لحظه تاچیبانا اومد وسط وگفت:این تویی که باید دور زمین بدوی!لطفا بامن بازی کن سنپای!ولی اگه ببازی باید20دور دور زمین بدوی سنپای!

همه ی سال بالایی هاتعجب کردن ورفتن یکیشون گفت:این چراانقد جدیه؟
تاچیبانابه تازه وارداگفت:اونایی که فکرمیکنن من ازاونابهترم یه قدم بیان جلو
همه ی سال  اولی ها هم اومدن سمت تاچیبانا!
چندروزبعدازاون اتفاق .....حرفه ای هاداشتن باهم حرف میزدن:چی؟تازه واردا اعتصاب کرد وبرای خودشون یه تیم دیگه تشکیل دادن؟رهبرشون هم تاچیباناس؟
حرفه ای های فودومینه اومدن به باشگاهی که تازه واردادرست کرده بودن وحسابی اوناروکتک زدن (دلم کباب شد!!طفلیا)

تاچیبانا:فکرانتقام به سرتون نزنه!
یک هو مربی سررسید وگفت:شماهاخیلی رواعصابین!قضیه باشگاه جدیدچیه؟تازه واردا تابهاربعدی فقط بایدتوپ جمع کنن!
دراین لحظه تاچیبانا جوش میاره وازجاش بلند میشه میاد پیش مربی ویقه ش رومیگیره ومیگه:توحق نداری مربی باشی!
وشروع میکنه به کتک زدن وکتک خوردن!                  

هیچکس انتظار همچین حرکتی رونداشت
حتی این خبر که شاگرد به مربیش حمله کرد توی روزنامه هاهم چاپ شد!!

تازه واردای فودومینه دارن میرن سمت اتاق مدیر....کامیو:مگه خودت نگفتی که فکرانتقام به سرمون نزنه؟
تاچیبانا:خفه شو خودتم که بعدش قات زدی!خیله خوب بچه ها!بیاین تقاضای باشگاه جدید تنیس روبه مدیربدیم!به خاطرهمه ی ژاپن!!

برمیگردیم به زمان حال:
تاچیبانا:مربی واعضایی که تنیس دوست نداشتن ازباشگاه رفتن
اینوئه:فهمیدم اون حادثه باعث تقویت شماشد!                 
تاچیبانا:نه!اون فقط یه حادثه ی تلخ بود!گذشته هاگذشته همه ی چیزی که مامیخوایم شکست حریفانه
وازجاش بلندشد:سیگاکو به زودی حمله میکنه...بنابراین من باید برم                  ورفت
بازی ادامه داره ..............تاچیبانا به زمین برمیگرده....اویشی:کاپیتان برگشت
ریوما:عمدااین کارروکرد!
اینویی:حق بااونه،این یه جور روانشناسیه،وقتی کاپیتان توی یه بازی مهم محوطه روترک میکنه..غیبت کاپیتان بارمسئولیتی بیشتری به بازیکنامیده (نکته ی جالبی بود!یادم باشه منم ازین جورکارابکنم!)
ساکورایی باخودش:این ماییم که میبریم                 ومیزنه


توپ به سمت فوجی میره فوجی باخودش میگه:اوناروحیه ی بالایی دارن،این امتیازسرنوشت بازی رومشخص میکنه!من خردشون میکنم!

ومیزنه!           
توپ به سمت زمین فودومینه میره وبه زمین میخوره ولی ازجاش بلندنمیشه وروی زمین میخزه وبه انتهای زمین میره!
همه ازاین حرکت فوجی تعجب کردن!
کامیو:اون چی بود؟توپ فقط درطول زمین خزید؟
تاچیبانا:این یکی ازبرگشت های سه گانه ی فوجیه!برگشت پرستو(سوبامه گائشی)...این برگشت برای چرخیدن برشی به کارمیره، عجوبه ی تنیس فوجی...
دراین لحظه اینوئه هم میاد جای تماشاچی های بازی
اینوئه خیلی پکر بود                      شیبا:چیشده؟
اینوئه:ممکنه....سیگاکو نتونه این بازی روببره...
وپایان!............
ودرقسمت بعدخواهید دید:
همونطورکه دیدین فوجی وتاکاسان دارن بازوج ایشیدا وساکورایی دابل بازی میکنن

فودومینه هنوزقدرتش رونشون نداده!    سیگاکوچی کارمیتونه بکنه؟

قسمت بعدی شاهزاده تنیس:"نبرد های مربوطه"
اخیش اینم تموم شد!
نظربدین ها.....دوساعت ونیم فقط داشتم این قسمتو مینوشتم....عکساش خودش کلی کاره!!

[ پنجشنبه 14 خرداد 1394 ] [ 13:54 ] [ fereshte_san (آسوکا) ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات